• تاریخ : ۱۷ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : فیلم

دریافت فیلم: در مراسم اختتامیه دوره بیست و چهارم جشنواره تئاتر کودک و نوجوان، از برگزیدگان رشته های مختلف بخش مسابقه تئاتر ایران تقدیر به عمل آمد.

به گزارش دریافت فیلم، امروز (چهارشنبه ۱۵ آذرماه) مراسم اختتامیه دوره بیست و چهارم جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان در شهر همدان برگزار گردید و طی آن آرای هیئت داوران در بخش مسابقه تئاتر ایران اعلام شد.


هیئت داوران این بخش متشکل از بابک محمدی، حسین محب اهری، رضا فیاضی، احمد بیگلریان و مریم سعادت پس از ارزیابی آثار حاضر آراء خود را به شرح زیر اعلام کردند:

در بخش موسیقی:

کاندیداها

«محمدعلی رفیع» برای موسیقی نمایش «دیواکولا»

«سیدمرتضی طباطبایی» برای موسیقی نمایش «عقل صورتی»

«جعفر حدادپور» برای موسیقی نمایش «پسرها تنهایند»

تقدیر:

هیئت داوران با اهداء لوح تقدیر و جایزه نقدی از «جعفر حدادپور» برای موسیقی نمایش «پسرها تنهایند» تقدیر شد.

برگزیده:

تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و جایزه نقدی تقدیم شد «سیدمرتضی طباطبایی» برای موسیقی نمایش «عقل صورتی»

در بخش طراحی صحنه و لباس

کاندیداها:

«مهدی شریفی» و سرکار خانم «زینب رشتی» برای طراحی صحنه و لباس نمایش «دیواکولا»

«سینا ییلاق بیگی» و سرکار خانم «زیبا موسوی» برای طراحی صحنه و لباس نمایش «سفر شادی»

«زهرا جلال» و «الهه جابرزاده انصاری» برای طراحی صحنه و لباس نمایش «پینوکیو»

«حمید قلعه ای» و «مهدی شریفی» برای طراحی صحنه و لباس نمایش «پسرها تنهایند»

تقدیر:

هیئت داوران با اهداء لوح تقدیر و جایزه نقدی مشترکاً از جناب آقای «سینا ییلاق بیگی» و سرکار خانم «زیبا موسوی» برای طراحی صحنه و لباس «سفر شادی»تقدیر کرد

برگزیده:

تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و جایزه نقدی مشترکاً تقدیم شد به «مهدی شریفی» و «زینب رشتی» برای طراحی صحنه و لباس نمایش «دیواکولا»

بخش بازیگری مرد

کاندیداها:

«مهرداد باقری» برای بازی در نمایش «عقل صورتی»

«سعید ابک» برای بازی در نمایش «عقل صورتی»

«سجاد انتظاری» برای بازی در نمایش «دیواکولا»

«محمد اسلامی» برای بازی در نمایش «پسرها تنهایند»

«محمد حسینعلی پور» برای بازی در نمایش «سفر شادی»

تقدیر:

هیئت داوران با اهدای لوح تقدیر و جایزه نقدی از جناب آقای «سعید ابک» برای بازی در نمایش «عقل صورتی» تقدیر می کند.

برگزیده:

تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و جایزه نقدی تقدیم می شود به جناب آقای «مهرداد باقری» برای بازی در نمایش «عقل صورتی»

در بخش بازیگری زن

کاندیداها:

«شراره طیار» برای بازی در نمایش «عقل صورتی»

«محبوبه مکامیان» برای بازی در نمایش «پسرها تنهایند»

«سوده سعدایی» برای بازی در نمایش «سفر شادی»

«نسیم تاجی» برای بازی در نمایش «سفر شادی»

تقدیر:

هیئت داوران با اهداء لوح تقدیر و جایزه نقدی از «سوده سعدایی» برای بازی در نمایش «سفر شادی» تقدیر کرد.

برگزیده:

تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و جایزه نقدی تقدیم می شود به سرکار خانم «نسیم تاجی» برای بازی در نمایش «سفر شادی»

در بخش نمایشنامه نویسی

کاندیداها:

«حمید قلعه ای» برای نگارش نمایشنامه «پسرها تنهایند»

«سحر صبا» برای نگارش نمایشنامه «سفر شادی»

«مهدی فرشیدی سپهر» برای نگارش نمایشنامه «عقل صورتی»

«عماد نصرآبادی» برای نگارش نمایشنامه «دیواکولا»

تقدیر:

هیئت داوران با اهدای لوح تقدیر و جایزه نقدی از جناب آقای «مهدی فرشیدی سپهر» برای نگارش نمایشنامه «عقل صورتی» تقدیر کرد.

برگزیده:

تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و جایزه نقدی تقدیم شد به «حمید قلعه‌ای» برای نگارش نمایشنامه «پسرها تنهایند»

در بخش کارگردانی

کاندیداها:

«امیر شیخ جبلی» برای کارگردانی نمایش «پینوکیو»

«سیدجواد رحیم زاده» برای کارگردانی نمایش «پسرها تنهایند»

«محمدرضا مالکی» برای کارگردانی نمایش «سفر شادی»

«مهدی فرشیدی سپهر» برای کارگردانی نمایش «عقل صورتی»

«محمد جهان پا» برای کارگردانی نمایش «دیواکولا»

تقدیر:

هیئت داوران با اهداء لوح تقدیر و جایزه نقدی از «سیدجواد رحیم زاده» برای کارگردانی نمایش «پسرها تنهایند» تقدیر کرد.

برگزیده:

تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و جایزه نقدی تقدیم شد به «مهدی فرشیدی سپهر» برای کارگردانی نمایش «عقل صورتی» اهدا شد.

  • تاریخ : ۱۷ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : فیلم

دریافت فیلم: سینمای بعد از جنگ اول در آلمان اکسپرسیونیستی است. اکسپرسیونیسم (که از واژه اکسپرس به معنی بیان کردن می‌آید) از نقاشی آغاز می‌شود و تلاش می‌کند آشفتگی‌های درونی انسان را بیان کند. سینمای آن دوران آلمان سعی می‌کند بدین وسیله با بیان آشفتگی‌های ناشی از شکست جنگ، تا آنجا که می‌تواند سندرم سوگواری بعد از جنگ را التیام بخشد.

به گزارش دریافت فیلم؛ در سال ۱۹۱۹ یعنی درست بعد از پایان جنگ جهانی اول، مجلس آلمان ممیزی را به طور کلی از سینما بر می دارد و سینما به سمت هرزه نگاری و سکس می‌رود. به خصوص تحت تاثیر افکار رئالیستی فرانسه پیروز جنگ. اما پخش ۲ فیلم عظیم و ملی ایتالیایی به نام های “کجا می‌رویم” و ” کابیریا ” در آلمان و استقبال مردم آلمان باعث می‌شود تا آلمانی ها بفهمند که مردم‌شان از چه نوع فیلم‌هایی خوششان می‌آید. در نتیجه فیلم‌هایی مثل “وریتاس وینسیت” (به کارگردانی جو می) و “چشم مومیایی” و “گربه کوهی” ساخته می‌شود.

این فیلم‌های عظیم، هم از لحاظ هزینه سنگین بود و هم مردمی که جنگ اول را باخته بودند و تحت فشار روانی عظیم بودند، هنوز آمادگی این نوع فیلم‌ها را نداشتند و ابتدا بخاطر شکست در جنگ نیاز به سوگواری داشتند. در نتیجه فیلم “اتاق دکتر کالیگاری” ساخته می‌شود و مردم هم استقبال خوبی می‌کنند. فیلم دکتر کالیگاری اولین فیلم اکسپرسیونیستی آلمان است. سینمای بعد از جنگ اول در آلمان اکسپرسیونیستی است. اکسپرسیونیسم (که از واژه اکسپرس به معنی بیان کردن می‌آید) از نقاشی آغاز می‌شود و تلاش می‌کند آشفتگی‌های درونی انسان را بیان کند. سینمای آن دوران آلمان سعی می‌کند بدین وسیله با بیان آشفتگی‌های ناشی از شکست جنگ، تا آنجا که می‌تواند سندرم سوگواری بعد از جنگ را التیام بخشد.

صحنه ای از فیلم اتاق دکتر کالیگاری

صحنه ای از فیلم اتاق دکتر کالیگاری

در سال ۱۹۲۵با فیلم «رنگارنگ» فیلم‌های سینمای آلمان از اکسپرسیونیسم وارد سبک جدید می‌شود. سینمای آلمان در این سال‌ها به شدت هم توسط مردم آلمان و  هم کل اروپا مخاطب پیدا می‌کند. فریتس لانگ، کارگردان آلمانی در این سال‌ها ۴ شاهکار عظیم سینمایی می‌آفریند که عبارتند از زیگفرید، انتقام کریمهیلد، متروپلیس و زنی بر ماه. این ۴ بلاک باستر که توسط مدیریت هوشمند آن سال‌های سینمای آلمان (اریش پومر) ساخته شد، تأثیرات زیادی بر ترمیم روحیه مردم آلمان و زنده کردن آلمان مرده آن سال‌ها بر جا گذاشت.

صحنه یکی از فیلم های اریش پومر

صحنه یکی از فیلم های اریش پومر

به قدری روحیه ی خودباوری ملی در مردم آلمان بیدار شد که آلمانی‌ها توانستند ظرف چند سال خود را احیا کرده و نه تنها از بحران اقتصادی بی سابقه دهه ۲۰ نجات پیدا کنند، بلکه به یکی از قدرتمندترین کشورهای دنیا تبدیل شوند. بحران اقتصادی دهه ۲۰ آلمان که از آن به بزرگترین بحران اقتصادی تاریخ یاد می شود. با این تقویت روحیه و خودباوری، آلمان به قدری قدرتمند شد که احساس کرد می‌تواند دنیا را بگیرد. جنگ جهانی دوم با محوریت آلمان آغاز شد و کل اروپا و بخش‎هایی از شوروی و آفریقا را نیز فتح کرد.

یکی از این ۴ فیلم عظیم سینمایی قسمت اول فیلم “نیبلونگن” است. در قسمت اول فیلم نیبلونگن، زیگفرید که اسطوره مردم آلمان محسوب می‌شود، بعد از رشادت‌ها و مبارزه‌های فراوان توسط خیانت بعضی از اطرافیانش مورد سوء قصد قرار گرفته و کشته می‌شود.

این فیلم می‌خواهد بگوید که به آلمان خیانت و از پشت خنجر زده شد و این موجبات شکست آلمان را در جنگ اول پدید آورد. در قسمت دوم فیلم نیبلونگن، کریمهیلد (همسر زیگفرید) تصمیم به گرفتن انتقام خون شوهرش دارد و با همراه کردن دیگران با خود انتقام وی را می‌گیرد. یعنی حالا که به ما آلمانی‌ها خیانت شده و جنگ اول را باخته‌ایم باید انتقام خود را بگیریم و همین طور هم می‌شود.

فیلم متروپلیس که برخی آن را بهترین فیلم تاریخ سینما می‌دانند نیز یکی دیگر از شاهکارهای آن سال است. در این فیلم آلمان، ایدئولوژی ناسیونال سوسیالیسم خود را معرفی می‌کند. فیلمی عظیم با جلوه‌های ویژه ی بی‌سابقه تا آن زمان.

پوستر فیلم متروپلیس

پوستر فیلم متروپلیس

فیلم بعد، فیلم “زنی بر ماه” ، محصول سال ۱۹۲۹ است. در این فیلم سازه موشکی عظیمی در ابعاد واقعی ساخته شده و نشان داده می‌شود که آلمان توانسته موشکی بسازد و چند فضانورد مرد و یک فضانورد زن را به کره ماه بفرستد. این فیلم ساینتیفیک در به وجود آوردن روحیه علمی و سازندگی در مردم آلمان بسیار تأثیرگذار بود. تا جایی که ۱۰ سال بعد موشک توسط یک آلمانی به نام “فون براون” اختراع می‌شود.

زمانی که آمریکا روی پرده سینما “فلپر” نشان می داد، زن آلمانی روی پرده سینما بسیار موقر بود و آلمان به جای ساخت فیلم‌های مبتذل به ساخت فیلم‌های ملی-میهنی مشغول بود.

فلپرها

فلپرها

فریتس لانگ میهن پرست بود. با شروع جنگ اول به جنگ رفت و از ۳ جا مجروح شد. یک چشمش کور شد و دیگری نیز کم بینا. با همین وضعیت بینایی این شاهکارها را می‌آفریند. فیلم نیبلونگن را ایرانی‌ها نیز در آن سال‌ها دیده‌اند و در ایران هم رونمایی شد.

از دیگر شاهکارهای دوران اوج بابلزبرگ می‌توان به “آخرین خنده” از فردریش ویلهم مورنائو اشاره کرد که جزو ۱۰۰ فیلم برتر تاریخ سینما محسوب می‌شود. در این دوران آلمان در اوج بحران اقتصادی است اما به شکوفایی سینما می‌اندیشد. چون معتقد است با تقویت روحیه ملی می‌توان مشکلات را پشت سر گذاشت. با تاسیس استودیو بابلزبرگ تولید فیلم ظرف ۲ سال، ۱۰ برابر می‌شود.

بابلزبرگ در حومه برلین و بسیار مجهز و پیشرفته است. جوزف گوبلز زبان فیلمسازی را در آلمان تغییر داد. سینمای اکسپرسیونیستی با حضور او به پایان رسید و سینمای پروپاگاندا شروع شد و بابلزبرگ را حفظ کرد. اریش پومر مدیر توانای UFA (بازوی دولتی بابلزبرگ) بود که به نیابت از دولت، بابلزبرگ را مدیریت می‌کرد. در آلمان هم مانند آمریکا با سینما شوخی نداشتند و مدیریت دولتی دقیقاً می‌دانست از سینما چه می‌خواهد.

استودیوی سینمایی بابلسبرگ

استودیوی سینمایی بابلسبرگ

کشورهای اروپایی دیگر بعد از جنگ اول سینمای خود را تعطیل کردند اما آلمان این کار را نکرد با وجود ورشکستگی اقتصادی بهترین سینمای جهان را در آن سال‌ها داشت و البته پاداش این خردمندی خود را هم دید و توانست با سینما از بحران اقتصادی عبور کند.

در دهه ۱۹۲۰ تعداد زیادی مغول در هالیوود وجود دارند و در حال نشان دادن فلپر روی پرده سینما هستند. مغول‌هایی مثل مارکوس لوی (بنیانگذار ام جی ام)، ساموئل گلدویش، ویلیام فاکس، آدولف زوکر (رییس کمپانی پارامونت)، کارل لیملی (ریس کمپانی یونیورسال)، لوییس بی می یر، برادران وارنر (رؤسای کمپانی برادران وارنر)، و هری کان (رییس کمپانی کلمبیا) و … .

ولی در آلمان فقط یک نفر و آن هم “اریش پومر” است. این نکته قابل توجه کسانی است که می‌گویند خصوصی شدن در سینما رقابت ایجاد می‌کند. خصوصی‌سازی در سینما با خصوصی‌سازی در اقتصاد بسیار متفاوت است. یقیناً اگر مدیریت خردمند دولتی در آلمان وجود نمی داشت یک چنین شاهکارهایی ساخته نمی‌شد و آلمان نمی‌توانست روحیه ملی خود را بازسازی کند.

سینمای دهه ۲۰ آمریکا قطعاً هم در فرم و هم در محتوا به سینمای آلمان می‌بازد. و چون می‌بازد به این سینما حمله‌ور می‌شود و کلیه استعدادهای سینمای آلمان را جارو می‌کنند و به هالیوود می‌برند. سینمای آلمان در آن سال‌ها به قدری پیشرفت می‌کند که شروع به صادرات فیلم به اروپا می‌کند. اما جلوی صادراتش را می گیرند و در نتیجه به خاطر ضربه مالی، بعضی از شرکت‌های سینمایی آلمانی تعطیل می‌شود. این جاست که یک بانکدار آمریکایی به نام “داوز” به عنوان مسئول رسیدگی به غرامت‌های آلمان در جنگ اول به آلمان می‌آید و به آنها می‌گوید در قسط‌های طولانی مدت بدهی‌هایتان را بپردازید؛ ولی با پذیرفتن شرایطی که شما را محدود می‌کند.

یعنی محدود شدن فعالیت‌های بابلزبرگ و یک سری اصلاحات اقتصادی. آلمان هم به اجبار می‌پذیرد. در واقع این ترفندی بود تا جلوی پیشرفت سینمای آلمان را بگیرند. در همین سال‌ها کارل ریملیِ یهودی به اسم اینکه آلمانی تبار است به آلمان می‌آید و گروهی را نیز با خود می‌برد. در واقع عملاً سینمای آلمان را از درون دچار فروپاشی می‌کنند. تا جایی که نهایتاً اریش پومر را هم می‌برند. با اینکه پومر در سال ۱۹۴۶ دوباره به آلمان باز می‌گردد، اما از اینجا به بعد دیگر بابلزبرگ در اختیار منافع آلمان نیست. در واقع با شکست آلمان در جنگ دوم سینمای این کشور را به عنوان غنیمت جنگی مصادره می کنند و تا امروز در سینمای آلمان به جای فیلم‌های ملی، فیلم‌های ضد آلمانی در بابلزبرگ کار می‌شود.

به علت بحران اقتصادی آلمان و خرج‌های بالای فیلم‌ها، “یوفا” به شدت دچار مشکل می‌شود. سال ۱۹۲۵ بیش از ۸ میلیون دلار ظرف مدت یک سال از دست می‌دهد و در آستانه سقوط قرار می‌گیرد. مارکوس لوی (مدیر ام جی ام) و آدولف زوکر (مدیر پارامونت) به اسم وام دادن، وارد این سینما می‌شوند و با بهره وام می‌دهند. می‌گویند قرض یوفا به دویچه بانک را می‌دهیم به شرطی که در فیلمسازی با یوفا شریک شویم و کار مشارکتی بسازیم. شرط می‌کنند که بتوانند از استودیوها و کارکنان سینمای آلمان استفاده کنند و بدین وسیله تشویق شان می‌کنند که به آمریکا مهاجرت کنند. به تدریج استعدادهای آلمان را به آمریکا می‌برند.

استودیوی فیلم سازی یوفا

استودیوی فیلم سازی یوفا

ام جی ام و پارامونت همراه با یوفا شرکتی تاسیس کردند به نام پارایومت و به جای یوفا قرار شد این شرکت فیلم بسازد در نتیجه یوفا را از درون دچار فروپاشی می‌کنند. با این حال یوفا دوباره ۱۲ میلیون دلار بدهی بالا می‌آورد. این بار یک سرمایه‌دار پروسی به نام آلفرد روزنبرگ (مدیر شرکت عظیم کروپ) می‌آید و نمی‌گذارد خارجی‌ها در کشورش سرمایه‌گذاری کنند.

روزنبرگ به یوفا وام می‌دهد. اما یوفا دیگر استعدادهایش را از دست داده است. حتی اریش پومر را. روزنبرگ سهام‌های آمریکایی‌ها را می‌خرد و همان استعدادهای باقی مانده را به کار می‌گیرد.  حتی جوان ها را آموزش می‌دهد و این باعث می‌شود که سال ۱۹۳۳ که نازی‌ها سر کار می‌آیند این سینما کاملاً در اختیارشان باشد.

صحنه ای از فیلم همشهری کین

صحنه ای از فیلم همشهری کین

از جایی در جنگ دوم، اروپایی‌ها احساس می‌کنند در مقابل سینمای آلمان دارند کم می‌آورند که از هالیوود کمک می‌خواهند و هالیوود با “دوش فنگ” چارلی چاپلین و “قلب‌های جنگی” گریفیث به کمک آن ها می‌آید.

بعد از شکست آلمان در جنگ دوم با سینمای آلمان هم مثل غنیمت جنگی رفتار می‌شود. سینمای آلمان مصادره و تا امروز در این سینما علیه ملت آلمان فیلم ساخته می‌شود. به عنوان نمونه‌هایی از فیلم های ضد آلمانی کار شده در بابلزبرگ می‌توان به پیانیست، حرام‌زاده‌های بی‌آبرو، داون فال و عملیات والکایری اشاره کرد.

در سال ۲۰۱۲ زمانی جشن تولد ۱۰۰ سالگی بابلزبرگ گرفته شد که بابلزبرگ دیگر سینمای ملی آلمان نبود. وقتی شبکه “زد دی اف” آلمان به مناسبت صدمین سالگرد تولد بابلزبرگ گزارشی پخش می‌کند، خیلی هنرمندانه تسخیر و تحقیر بابلزبرگ آلمان به وسیله ی آمریکا را بیان می‌کند.

مارلن دیتریش از بازیگران بزرگی بود که جذب هالیوود شد. وی معشوقه جوزف کندی (پدر جان کندی) بود. دختر او در مصاحبه با لری کینگ در شبکه سی ان ان می‌گوید که مارلن دیتریش مورد سوء استفاده واقع می‌شد. چون آلمانی بود. این در حالی است که جوزف کندی یک مسیحی کاتولیک اخلاق‌گرا بود و با مغول‌های هالیوود فرق داشت. او صاحب استودیوی آر کی او – تنها اسوتدیوی غیر یهودی هالیوود – بود. فیلم هایی مثل همشهری کین از تولیدات این استودیو است.

جوزف فون اشتروهان کارگردان معروف آلمانی هم از دیگر کسانی است که به هالیوود می‌رود و بازیگر و کارگردان می‌شود. ولی هیچ گاه به عنوان یک بازیگر درجه اول حسابش نمی‌کنند.

فیلمساز و بازیگری مثل لنی ریفنشتال تا بعد از ۹۰ سالگی می‌ترسند اجازه ساخت فیلم نمی‌یابد و نهایتا بعد از ۹۰ سالگی اجازه پیدا می‌کند راجع به ماهی‌های زیر آب فیلم بسازد.

کون رادوید بازیگر نقش “سزار خواب گرد” در فیلم کالیگاری با پول توسط آمریکا خریده می‌شود و نقش “سرگرد اشتراسر” را در فیلم “کازابلانکا” بازی می‌کند.

هیچکاک یکی از کسانی بود که فیلمسازی را در آلمان آموخت. منطق طراحی صحنه و نورپردازی فیلم‌هایش کاملاً اکپرسیونیستی است. وقتی “فریتس لانگ” فیلم‌های عظیم می‌ساخت، او طراح تیتراژ بود. هیچکاک هیچ گاه به این مسأله تصریح نکرد که هر چه دارد در بابلزبرگ آموخته است.

کارگردان سینما آلمان فریتس لانگ

کارگردان سینما آلمان فریتس لانگ

درست زمانی که مدیریت دولتی در بابلزبرگ تمام می‌شود دیگر صاحب این سینما معلوم نیست. دوران طلایی بابلزبرگ مربوط به دوران جمهوری وایمار است. بابلزبرگ امروز دارد تاوان تقویت روحیه آلمان بعد از جنگ اول را می‌دهد. از ۱۹۴۶ این سینما به دست رقبای آلمان می‌افتد و از آن موقع یهودیان در این سینما ترک تازی می‌کنند.

آمریکایی‌ها حتی فریتس لانگ را هم می‌برند. البته فریتس لانگ خیلی مقاومت می‌کند و تا سال ۱۹۳۳ می‌ماند. تا جایی که گوبلز به او پیشنهاد ریاست کل سینمای آلمان را می‌دهد. ولی آمریکایی ها او را هم می‌برند و به ام جی ام می‌پیوندد و بعد از او اریش پومر. پومر هم می‌رود و در فرانسه هم فیلم می‌سازد تا اینکه ۱۹۴۶ به آلمان بر می‌گردد اما آن موقع دیگر سربازی برای آمریکاست.

بعد از کارگردانان و بازیگران، فیلمبردارها، صدابردارها و سایر عوامل بابلزبرگ نیز به هالیوود می‌پیوندند. آمریکا همین کار را با سینماهای دانمارک و نروژ و سوئد نیز می‌کند. در واقع هالیوود بر ویرانه سینمای دیگر کشورها بنا شده است.

جالب این جاست که با شکست آلمان در جنگ دوم، فون براون – مخترع موشک – هم به عنوان غنیمت جنگی به آمریکا برده می‌شود و سال‌ها بعد طراح “آپولو ۱۳” می‌شود.

ظرفیت جهان وطنی و این که ما شهروند جهانی هستیم در سینماگران و هنرمندان خیلی شدید است و خیلی راحت از کشورشان می‌روند و می‌گویند «هر جا باشم قدرم را بدانند من همان جا هستم» و به گونه‌ای سینمای در تبعید راه می‌اندازند. سینماگران آلمانی را با وعده‌های دل‌فریب به آمریکا بردند اما هیچ گاه نگذاشتند فیلم‌های مهم بسازند که به همین دلیل بعضی برگشتند.

از نمونه‌های موفق دیگر سینمای دولتی به “شانگهای فیلم” در چین و “موس فیلم” در روسیه – که معادل یوفا در آلمان است – می‌توان اشاره کرد.

مجموعه ۴ قسمتی آلمانی ” هالیوود ما، سینمای بابلزبرگ ” که در یوتیوب موجود است بابلزبرگ را معرفی می‌کند. مستندی است شبیه به مستند “وقتی شیر می‌غرد” که برای معرفی مترو گلدوین مایر ساخته شده است.

صدر اعظم آلمان در پشت صحنه فیلمی آمریکایی

صدر اعظم آلمان در پشت صحنه فیلمی آمریکایی

بنابراین دیدیم که در سینما، مدیریت دولتی و هدفمند چقدر برای یک کشور می‌تواند مهم باشد. تا آن جایی که کشوری مثل آلمان را از ورشکستگی کامل بعد از جنگ جهانی اول نجات دهد و به ابر قدرتی کم نظیر تبدیل کند. و همچنین دیدیم که کشورهایی همچون آمریکا چگونه به این مسأله واقف‌اند و نمی‌گذارند سینمای کشورها مستقل از آمریکا و هژمونی‌اش در جهت منافع ملی خود فعالیت کند و تا آخرین استعدادها و نیروهای سینمای کشورها را تصاحب می کنند. سینمای آلمان بلافاصله بعد از شکست آلمان در جنگ جهانی دوم کاملاً در اختیار یهود و آمریکاست و علیه آلمان فیلم می سازد.

* محمد بحرینی

  • تاریخ : ۱۷ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : فیلم

دریافت فیلم: احمد زائری فیلمساز کوتاه و کارگردان «درخت زیتون سعد» از جمله کارگردانانی است که دغدغه کودکان آسیب دیده و جنگ زده را دارد. به طور طبیعی آثار خشونت جنگ روی زنان و کودکان که در کودکی رویاهای بسیاری در سر می پرورانند، بیش از سایر گروه هاست. فیلم «درخت زیتون سعد» ماجرا کودک سوری فوتبالیستی را روایت می کند که فرود خمپاره موجب از دست رفتن بینایی او و همبازی هایش می شود.

به گزارش دریافت فیلم؛ اولین نمایش «درخت زیتون سعد» در جشنواره بین المللی فجر بود و روز افتتاحیه جشنواره این فیلم به نمایش درآمد و از رنا شمیس بازیگر زن فیلم تقدیر شد. این فیلم در جشنواره فیلم کودک اصفهان نیز شرکت کرد و پس از آن فیلم به صورت جهانی توزیع شد. در جشنواره فیلم های صلح آسیای پاکستان این فیلم کاندیدای دریافت جایزه بهترین سناریو شد و پس از آن منتخب جشنواره کریشن کانادا شد. بعد از آن این فیلم توانست در جشنواره اروینگتن نیویورک سه جایزه بهترین فیلم از نگاه تماشاگران، بهترین طراحی صدا و بهترین بازیگر را به دست آورد. همچنین «درخت زیتون سعد» در لندن بهترین فیلم جشنواره ارلس کورت شد. بعد از آن در چهاردهمین دوره جشنواره گینه منچستر کاندیدای بهترین فیلم بین الملل و کارگردانی شد که جایزه دوم کارگردانی و لوح تقدیر هیأت داوران را به دست آورد. دقایقی را با این فیلمساز کوتاه همراه شدیم تا از دغدغه فیلمسازی اش صحبت کند:

کمی در خصوص پیشینه فیلمسازی کوتاه خود صحبت کنید.

– سال۸۴ اولین فیلم کوتاهم «گلوله های کاغذی» بود که در خصوص تأثیر رسانه و خبر جنگ در کودکان بود. بعد از آن فیلم «سایه» را کار کردم و درباره کودک تنهایی بود که در یک روستا زندگی می کرد و فکر می کرد از یک پیرمرد شیرینی فروش کیک سرقت می کند، اما پیرمرد شیرینی ها را به او هدیه می داد و فکر غلطی داشت. «پنجره» فیلم بعدی ام در سال ۸۷ بود که در خصوص کودکی است که پدرش تاجر مواد مخدر است و نمی خواهد او از خانه بیرون برود. حدود ۸ سال طول کشید تا فیلم بعدی ام یعنی «درخت زیتون سعد» را بسازم و در این مدت کار تدوین انجام می دادم، اما همیشه دنبال فرصت فیلمسازی بودم. بعد از این فیلم کوتاه یک فیلم مستند درباره سه کودک آسیب دیده جنگ ساختم که در بخش شهید آوینی جشنواره فیلم مستند شرکت کرده و برشی از زندگی این کودکان است.

در مورد ایده اولیه فیلمتان مقداری توضیح دهید و چه دغدغه ای را دنبال می کردید که این فیلم را ساختید؟

– در کارهای قبلی که داشتم، همیشه تأثیر دنیا را بر پیرامون کودکان و افکارشان نشان دادم و این برایم دغدغه بوده است. در جنگ غزه و بمباران صهیونیست ها عکس پسربچه ای را به صورت تصادفی دیدم که صورتش پر از ترکش شده و چشمانش را از دست داده بود. این اتفاقات باعث شد احساس کنم باید کاری انجام دهم و این سناریو را نوشتم. در مدتی که در دمشق زندگی می کردم، متوجه شدم آنچه نوشتم به طور مستقیم به سوریه ربط دارد و آنچه که در فیلم در خصوص سوریه نوشتم، به طور مستقیم با زندگی روزمره مردم مرتبط است. من در بخش هایی به عنوان داوطلب می رفتم و به کودکان آسیب دیده کمک می کردم و متوجه شدم عین همان شخصیتی که در سناریو نوشتم، در واقعیت وجود دارد و حتی در فیلمم در سکانس پایانی پسربچه ای وجود دارد که پایش را از دست داده و من او را از میان کودکان سوری پیدا کردم. این بچه واقعا فوتبالیست است و بر اثر برخورد خمپاره پایش را از دست داده. این باعث شد که ایده اصلی فیلم به وجود بیاید و فیلم در سوریه ساخته شود.

پیش تولید و تولید فیلم چقدر طول کشید؟

– دوماه پیش تولید طول کشید که در سوریه انجام دادم. فیلمبرداری فیلم هم ۹ روز بود، اما به خاطر جنگی که در آنجا حاکم بود، یکماه طول کشید.

فکر می کنید فیلمتان چه وی‍ژگی خاصی دارد که مورد توجه جشنواره های مختلف قرار گرفت؟

– فیلم یک مضمون انسانی دارد و تلاش کردم مظلومیت کودکان و اتفاقات خشونت باری که بر اثر جنگ برایشان به وجود می آید را نمایش دهم. من در این فیلم سعی کردم فراتر از سوریه بروم و از کشورهای یمن، فلسطین و افغانستان هم نامی به میان آمده است. سعی کردم نگاه انسانی را در این فیلم رعایت کنم و به دور از تمام مسائل، به خود پسربچه به عنوان سمبل انسانیت بپردازم و این را با تمام وجودم منعکس کنم. سعی نکردم غلو کنم و ماجرا دیگری را بیان کنم و آنچه از زندگی خودم به عنوان واقعیت شناخته می شود، در این فیلم پیاده کردم.

حضور فیلم های ایرانی را در جشنواره های معتبر خارجی چطور ارزیابی می کنید؟

– به طور کلی سینمای ایران با کارگردانان بزرگ ایرانی مانند مرحوم کیا رستمی شناخته شده است. سینمای ایران بزرگ، پرمحتوا و بامعناست؛ یعنی فیلم هایی که در این برهه از زمان در جشنواره های مختلف شرکت کردند، نام سینمای ایران را احیا کردند. این نشان می دهد نسل جدید سینماگران ایرانی همان مسیری را طی می کنند که بزرگان سینما قبلا از سر گذراندند و این مایه افتخار و امید است.

جوایزی که دریافت کردید، چه تأثیری در نگاه شما و روند کاری شما دارد؟

– مهمترین اتفاق برای من این بود که فیلم دیده شد و گرفتن جایزه نیز خوشحالی من را بیشتر کرد. من این سناریو را در زمان های گذشته نوشتم، اما مسیرم همان مسیر است و این خط فکری را در فیلم های بلندم ادامه می دهم. منظورم این است که دریافت جایزه من را تشویق و خوشحال کرد، اما کار من را طبعا سخت تر می کند.

از وضعیت فیلم کوتـاه در ایران چـه ارزیابی داریـد و فکر می کنید با چه مشکلاتی روبه روست؟

– بزرگترین چالش رو به روی فیلمسازان جوان، حمایت است. حمایت تنها مالی نیست، بلکه در شیوه برگزاری جشنواره و اهدای جوایز، آثاری که پذیرفته می شوند، تجهیزات و نمایش فیلم به جز جشنواره است. ما فیلم را می سازیم که دیده شود و اگر دیده نشود، هیچ اتفاقی برای من به عنوان فیلمساز نیفتاده است. خودم یکسال و نیم فقط دنبال تهیه کننده بودم که بتوانم فیلمم را بسازم و هرکاری کردم نتوانستم. دوستم مهدی مطهر این سناریو را خواند و با بودجه شخصی این فیلم را تولید کرد. ما در سوریه با توجه به بحران های بسیار آن ساختیم. خیلی خوش شانس بودم که او پیدا شد و توانستم فیلمم را بسازم.

*بانی فیلم

  • تاریخ : ۱۷ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : فیلم

دریافت فیلم: مدیر روابط عمومی جشنواره فیلم فجر سی‌وششم درباره آماده سازی کاخ جشنواره و پردیس ملت و نیز برخی شایعات مطرح شده درباره بازبینی آثار توضیحاتی ارائه داد.

به گزارش دریافت فیلم؛ مسعود نجفی، مدیر روابط عمومی دوره سی و ششم جشنواره فیلم فجر گفت: به امید خدا هفته آینده جلسه معارفه هیات انتخاب آثار انجام خواهد شد و پس از آن این هیات طی برنامه ای شروع به کار خواهد کرد.

نجفی درخصوص برخی شایعات در مورد شروع بازبینی آثار متقاضی گفت: این خبر یعنی شروع بازبینی آثار توسط هیات انتخاب به هیچ وجه درست نیست و دبیرخانه آن را تکذیب می کند.

وی در همین راستا ادامه داد: به امید خدا هفته آینده جلسه معارفه هیات انتخاب آثار انجام خواهد شد و پس از آن این هیات طی برنامه ای شروع به کار خواهد کرد.

این مسئول جشنواره درباره احتمال بازگشت برج میلاد به جشنواره تصریح کرد: کاخ جشنواره به برج میلاد به هیچ وجه اتفاق نخواهد افتاد. در حال حاضر برنامه‌های آماده سازی پردیس ملت برای برگزاری جشنواره شروع شده و به نوعی سینمای اهالی رسانه بدون شک پردیس ملت خواهد بود.

پردیس ملت

مدیر روابط عمومی سی‌وششمین جشنواره فیلم فجر با اشاره به حضور هنرمندان در پردیس ملت خاطرنشان کرد: در جشنواره امسال عوامل هر فیلم در روز رونمایی فیلم خود به پردیس ملت آمده و علاوه بر تماشای آثار در جلسات نشست پرسش و پاسخ حضور خواهند داشت.

  • تاریخ : ۱۷ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : فیلم

به گزارش دریافت فیلم، برخی از آن ها فیلم هایی مستند، برخی فیلم هایی مربوط به کودکان و برخی نیز روایت کننده یک ماجرا واقعی هستند. پس اگر به دنبال فیلم های ترسناک می گردید لازم نیست به سراغ فیلم های ژانر وحشت بروید زیرا در ادامه ی این مطلب می خواهیم فیلم هایی را به شما معرفی کنیم که اگر چه در رده فیلم های ژانر وحشت قرار نمی گیرند اما تا سرحد مرگ شما را خواهند ترساند.

۱-مرثیه ای برای یک رویا (۲۰۰۰)

5fcb16bd88ac0cfac1655978d95c2d03 w700


اعتیاد دردی بسیار ترسناک و واقعی است که میلیون ها نفر از مردم جهان به صورت روزانه با آن دست و پنجه نرم می کنند. در این میان هیچ فیلمی به خوفناکی «مرثیه ای برای یک رویا» (Requiem for a Dream) وحشت ناشی از اعتیاد به مواد مخدر و عواقب دردناک آن را در اعماق وجود شما نخواهد کاشت. ماجرا این فیلم بر روی چهار شخصیت تمرکز دارد و مراحل مختلف اعتیاد به مواد مخدر از جمله متامفتامین و هروئین را با وضوحی رعب آور به تصویر می کشد. این فیلم در به تصویر کشیدن مراحل ابتدایی اعتیاد، اثرات جانبی که همراه آن خواهد بود، نشانه های خماری کشیدن و تلاش برای پاک شدن و شکست خوردن ثابت قدم است.

یکی از شخصیت های فیلم پس از اعتیاد شدید یکی از دست هایش را از دست می دهد و یکی دیگر تحت درمان شوک برقی قرار می گیرد. یکی دیگر از آن ها نیز در اثر اعتیاد پای به مرحله ی جنون دائم می نهد. آرونوفسکی هیچ تلاشی برای ملایم کردن تصاویر ذاتاً ترسناک فیلم خود نکرده است، همه چیز واقعی است، همه چیز دردناک است. هر لحظه از فیلم یادآوری پر از درد در مورد اعتیاد است. اگر چه این فیلم با فیلم های ژانر وحشت شباهتی ندارد اما از بسیاری از فیلم هایی با مضامین قاتلین سریالی و ارواح ترسناک تر است.

۲- دغل باز (۲۰۱۲)

The Imposter 2012 w700


فیلم «دغل باز» (The Imposter) اگر به این اندازه دقیق و منظم ساخته نمی شد نیز تنها به خاطر داستانش ترس را بر شما مستولی می ساخت. این مستند به بازگویی ماجرا واقعی گم شدن یک پسربچه در تگزاس می پردازد که ناگهان سه سال بعد در اسپانیا ظاهر می شود. خانواده ی او با مهربانی تمام او را می پذیرند اما خیلی زود متوجه می شوند که شخصی که به عنوان پسر گمشده شان به خانه خود راه داده اند در واقع پسر خودشان نیست. به تمامی این ماجرای ترسناک این را اضافه کنید که سازندگان فیلم و کارآگاهان بر این باورند که این خانواده فرد دغل بازی که خود را پسر آن ها جا می زند به این دلیل پذیرفته اند که خود در مرگ پسر واقعی شان دست داشته و با این کار می خواسته اند از مجازات قتل پسرشان فرار کنند.

سازندگان این فیلم برای ترسناک تر کردن فیلم شان یک قدم نیز جلوتر رفته و با خود شخصی که ادعا می کند پسر گمشده تگزاسی است و در واقع یک دغل باز حرفه ای و خلافکاری شناخته شده به نام فردریک بوردین است مصاحبه می کنند. در تمام طول مصاحبه او به دوربین خیره شده است و خیلی آرام در مورد تصمیمش برای جا زدن خود به عنوان پسر بچه گمشده و دلیل این کار سخن می گوید. شیوه بازگویی ماجرا از طرف وی چنان تاثیرگذار است که تماشاگر هیچ راهی برای فرار از احساس ترس و وحشت ندارد. کمتر فیلمی مانند «دغل باز» توانسته ذهنیت یک جنایتکار سریالی را به تصویر بکشد.

۳- کشوری برای پیرمردها نیست (۲۰۰۷)

no country for old men DI 4 w700


در قلب اقتباس خوفناک برادران کوئن از رمان «کشوری برای پیرمردها نیست» (No Country for Old Men) شخصیت آنتون چیگور (خاویر باردم) قرار دارد، یک مرد قوی هیکل جانی قرار دارد که ماموریت مرگ و آشوب او توسط هیچ کسی با هیچ وسیله ای قابل توقف نخواهد بود. بازی خیره کننده او در این فیلم برای او یک اسکار را در پی داشت و باعث شد که یکی از شخصیت های شرور مطلق سینما شکل گیرد. وی در درون خیابان های شهر تعقیب و گریزی بی پایان و بی امان را برای به قتل رساندن لولین ماس (جاش برولین) انجام می دهد و در راه انجام این ماموریت از هیچ تلاش و جنایتی فروگذار نمی کند. علی رغم ظاهر آرام و کم حرفش، چیگور یک ماشین کشتار بیرحم و خوفناک است و برای رسیدن به ماس هر کسی که سر راهش قرار بگیرد را از بین می برد.

وی شباهت کمی به انسان دارد و بیشتر مانند یک نیروی طبیعی ویرانگر است. لولین ماس به محض این که در می یابد قاتل خوفناک فیلم نام او را می داند در می یابد که کارش تمام است اما ترس او و بیننده زمانی به تصویر کشیده می شود که وی تلاش می کند از سرنوشتی فرار کند که هم خود او و هم تماشاگر می دانند که اجتناب ناپذیر بوده و دیر یا زود رخ خواهد داد.

۴- بازگشت به شهر اُز (۱۹۸۵)

return to oz w700


معلوم نیست چه کسی تصویرسازی وحشتناک الکتروشوک درمانی یا فرستادن دوروتی جوان به یک آسایشگاه روانی را ایده ی خوبی برای ساختن فیلم «بازگشت به شهر اُز» (Return to Oz) دانسته است. چیزی که فیلم به نمایش می گذارد بسیار به آن چیزی که در ذهن کارگردانی مانند خودوروفسکی می گذرد شبیه است. شخصیت های فیلم «بازگشت به شهر اُز» ساخته ی والتر مورچ بسیار ترسناک از شخصیت های فرعی ترسناک با سرهایی شبیه کدو تنبل تا موجودات شروری است که عمداً ترسناک طراحی شده اند و زمانی که در می یابیم شخصیت های کمتر ترسناک فیلم به سنگ تبدیل شده اند اوضاع دشوارتر نیز می شود.

با این وجود فیلم «بازگشت به شهر اُز» را نمی توان فیلم بدی دانست. شخصیت های ترسناکی که ذکر شد بسیار با دقت و جزییات طراحی شده و به حرکت در می آیند. این فیلم را در ژانر خود نوعی فیلم کالت می نامند که باعث تولید فیلم های دیگری در این سبک در سال های بعد از رونمایی خود شد. در واقع این فیلم توانست خود را به عنوان معیار و شاخصی برای فیلم های کودکانه ای که طرف تاریک دنیا را به کودکان نشان می داد معرفی کند.

۵- پسر پیر (۲۰۰۳)

Oldboy 2003 w700


از فیلم «پسر پیر» (Oldboy) ساخته ی پارک چان ووک دو پیام را می توان دریافت کرد: انتقام غذایی است که بهتر است سرد سرو شود و در مقابل اختاپوس غذایی است که باید خیلی خیلی تازه سرو شود. فیلم «پسر پیر» یک فیلم بسیار مخرب است و در همان حال یک تریلر انتقامی اکشن، یک ماجرا عاشقانه و از مسیری دیگر یک فیلم ترسناک یک شبه در مورد یک تاجر مست به نام او دائه سو که با خشونت دزدیده شده و در اتاقی در یک هتل حبس می شود. وی پس از ۱۵ سال آزاد شده و به سرعت هدف خود را پیدا کردن کسی که او را دزدیده و دلیل این کار تعیین می کند. این فیلم بسیار ترسناک است هم به دلیل تصویر پردازی خوفناکش از جمله صحنه ای که در آن شخصیت اول فیلم یک اختاپوس را زنده زنده می بلعد و هم به خاطر پایان مشمئز کننده اش. وی در نهایت در می یابد که زندانی شدن او تنها بخش اول تنبیه اش بوده که توسط یک همکلاسی قدیمی در حق او انجام شده است.

تنبیه بعدی او زمانی مشخص می شود که همکلاسی او فاش می کند زنی که او دائه سو عاشقش شده و با او رابطه برقرار کرده در واقع دختر خودش بوده که در طول زندانی شدن ۱۵ ساله پدرش بزرگ شده است. فیلم با بریدن قسمت هایی از بدن، خودکشی و ابهام ترسناک اخلاقی شخصیت اول فیلم به پایان می رسد. در همین حال تماشای دوباره این فیلم به لطف ماجرا پردازی و شیوه ی نقل منحصر به فرد آن و تسلسل های اکشن نفس گیرش همچنان لذت بخش است و همزمان در لایه های زیرین ماجرا ترسی غیراخلاقی وجود دارد که برای تماشاگران بسیار آزار دهنده خواهد بود و این احساس ناخوشایند در هر بار تماشای این فیلم شما را آزار خواهد داد.

۶- ماجرا بی پایان (۱۹۸۴)

neverending lg w700


فیلم «ماجرا بی پایان» (The NeverEnding Story) تصویر پردازی های ترسناکی دارد که در بسیاری از فیلم های کودکانه دیگر نیز دیده می شود اما این فیلم در صدر چنین فیلم هایی قرار خواهد گرفت و آن هم به یک دلیل خاص: شخصیت شرور فیلم، یک آواتار رعب آور از پوچ گرایی. قهرمان های جوان ماجرا باستین و آتریو سعی دارند سرزمین فانتزیا را از دست هیچ نجات دهند که در واقع نوعی عدم وجود و نابودی وجودی مطلق است. هیچ یک هیولا نیست و چنگال و دندان یا قدرت های وحشتناکی ندارد. هیچ که در فیلم یک ماهیت است در واقع پوچی خاصی است که در سراسر سرزمین فانتزیا پراکنده می شود.

هیچ در صورت تماس با هر چیز موجودی آن را به ورطه پوچی و نابودی کامل می کشاند. هیچ و پوچی مفهوم غریب و البته ترسناکی برای شخصیت شرور یک فیلم می باشد به خصوص در فیلمی که برای کودکان ساخته شده است. اما تحمیل کردن چنین مفهوم سنگینی به شخصیت جوان ماجرا چنان ترسناک است که برای نسل های آینده نیز قابل درک خواهد بود.

۷- کورپسی (۲۰۰۹)

cropsey 1920x1080 w700


افسانه های شهری از کجا می آیند؟ برای یافتن جواب، سازندگان فیلم مستند «کورپسی» (Cropsey) به سر منشأ بوگی مَن (boogeyman) مشهور شهر نیویورک سیتی پرداخته اند، ملغمه ای از اسطوره های اصیل ترسناکی مانند زندانیان فراری و یا مردان ترسناک تنهایی که در جنگل زندگی می کنند. در فیلم به طور کامل مشخص نمی شود که آیا شخصیت کورپسی وجود داشته یا نه اما به بررسی تعدادی از آدم ربایی های مرموز در دهه ی ۸۰ و ۹۰ میلادی در این شهر پرداخته می شود و هر بار که جواب سوالی مشخص می شود از لابلای آن چندین سوال جدید بیرون می آید. نتیجه ای که آن ها در نهایت آشکار می سازند عجیب تر از افسانه نیست اما بدون شک بسیار مشمئز کننده و ترسناک است.

یک جنایتکاری فراری به نام آندره رند در ربودن دو پسر بچه مقصر شناخته شده و در زندان به سر می برد اما چون اجساد این دو پیدا نشده هیچگاه به قتل آن ها محکوم نشده است. کورپسی نگاهی نیشدار و تراژیک به رابطه ی بین واقعیت و افسانه است و اگر چه رند در زندان به سر می برد اما روح جنایات وحشتناک او همچنان در بیرون از زندان پرسه می زنند.

۸- آکیرا (۱۹۸۸)

akira 88 w700


فیلم «آکیرا» (Akira) ساخته ی بی نقص کاتسوشیرو اوتومو به خاطر انیمه سازی فوق العاده، طرح و عمق شماتیک خود مورد تحسین منتقدان قرار گرفته است. در این میان چیزی که همواره نادیده گرفته شده این بوده که فیلم «آکیرا» فیلمی فوق العاده ترسناک است. این فیلم با ماجرا یک جنگ اتمی ویرانگر که شهر توکیو را با خاک یکسان می کند ماجرا دار و دسته ای موتور سوار، کودکان روانی و شیاطین ساکن در یک مجموعه صنعتی نظامی را به تصویر می کشد. ماجرا فیلم به اندازه کافی خوفناک است اما چیزی که آن را بیش از پیش ترسناک می سازد جلوه های بصری دهشتناک آن است.

چهره کودکانی که بدون طی کردن دوران جوانی مستقیماً به دوران پیری رسیده اند و آهنگ متن فیلم در ترسناک بودن فیلم نقش زیادی دارند. انیمیشن «آکیرا» محصولی بی نظیر در زمینه ی انیمیشن و ژانر علمی تخیلی است اما ترسناک بودن آن ممکن است خواب را بر شما حرام کند. در ترکیب با دیدگاهی نهیلیستی نسبت به آینده انسان و بشریت و تصویر سازی گرافیکی بی نظیر، ماجرا انیمیشن «آکیرا» شما را را تا مغز استخوان خواهد ترساند.

۹- ماتیلدا (۱۹۹۶)

matilda 700x449 w700


چرا فیلم «ماتیلدا» (Matilda) را در این فهرست قرار داده ایم؟ جواب سه کلمه است: مدیر آگاتا ترانچبول. وقتی که جنبه ی شرورانه فیلم را کنار بگذاریم، فیلمی مفرح در مورد یک دختر جوان بسیار باهوش با قدرت های روانی را شاهد هستیم که در دنیایی سیر می کند که او را درک نخواهد کرد. اما وقتی نوبت آگاتا ترانچبول می رسد تماشاگر با شخصیتی بسیار تاریک تر روبرو خواهد شد. ترانچبول یک واقعیت سادیستیک، باهوش و تقریباً حیوانی در درون خشونت او علیه دانش آموزانش به خصوص ماتیلدا است. همچنین او پدر خانم هانی، استاد ماتیلدا و تنها کسی که به نظر می رسد او را درک می کند را به قتل می رساند.

هر گاه که یکی از این نوجوانان در برابر شخصیت شرور و بالغ فیلم بپا می خیزد شرایطی پیش می آید که مو بر تن تماشاگر سیخ خواهد شد. تفاوت های شخصیتی بسیار واضح و شدید بین شخصیت ماتیلدا و ترانچبول چیزی است که بیننده را در وحشت فرو می برد. برای مثال صحنه ای که در آن ماتیلدا به صورت مخفیانه وارد خانه ترانچبول می شود و تا مرز گیر افتادن پیش می رود، بیننده را از روی صندلی خود نیم خیز خواهد کرد.

۱۰- توستر کوچولو شجاع (۱۹۸۷)

Brave little toaster disneyscreencaps.com 684 w700


قبل از این که انیمیشن «ماجرا اسباب بازی» (Toy Story) یک فرانچایز چندین میلیون دلاری را بر اساس زندگی بخشیدن به اشیاء بی جان در برابر چشم انسان بسازد، فیلمی به نام «توستر کوچولو شجاع» (The Brave Little Toaster) وجود داشت که همه را متحیر کرده بود. و اگر با خود فکر کنید که چرا در حالی که اولی به این موفقیت چشمگیر رسیده ولی دومی به یک نوستالژی فراموش شده تبدیل شده است باید این فیلم را تماشا کنید تا بار دیگر به یاد بیاورید که این فیلم یک کابوس رنگی است که هیچ بچه های تحمل تماشای آن را نداشته و ندارد. در حالی که این فیلم داستانی ترسناک را به تصویر می کشد به سراغ وسایل خانه نیز می رود.

وسایل الکترونیکی پیشرفته کرده و بسیار بروز شده اند اما سازندگان این فیلم همچنان بر این نکته اصرار دارند که یک پسر جوان که به دانشگاه می رود نیز به دلیل علاقه ی وافر خود به توستر دوران کودکی اش، به جای انجام یک کار منطقی و بروز کردن توسترش همچنان از آن استفاده می کند. دلقک های آتشنشان بدجنس، توهمات شکل گرفته در اثر وحشت و ترسی که ابزارهای خانه در هنگام یافتن خود در یک مرکز اوراق حس می کنند تجربه ی ترسناکی از لحاظ روانشناسی را حتی برای افراد بزرگسال به وجود می آورد.

۱۱- باید در مورد کوین صحبت کنیم (۲۰۱۱)

We Need to Talk About Kevin Ezra Miller tee Tilda Swinton Image credit Artificial Eye w700


آیا انسان ها بد به دنیا می آیند یا در طول زندگی بد می شوند؟ و اگر بد می شوند عامل آن چه کس یا چه چیزی است؟ فیلم «باید در مورد کوین صحبت کنیم» (We Need to Talk About Kevin) تلاش دارد به این سوالات پاسخ دهد- هم برای شخصیت های فیلم و هم تماشاگران و البته در پایان پاسخی متفاوت و نامطمئن به هر کدام از آن ها می دهد. با به تصویر کشیدن رابطه ی بین یک پسربچه که در آینده به یک قاتل سریالی تبدیل می شود و مادرش که در تمام طول عمرش او را ترسانده و تحقیر می کند، این فیلم تماشاگر را در زندگی کودکی بیگناه که زندگی اش با تراژدی گره خورده و رابطه ی دقیق و درستی که هیچگاه بین این کودک و مادر برقرار نمی شود غوطه ور می سازد.

در پایان ناگوار فیلم هیچ شکی وجود ندارد و این ماجرا تماشای فیلم را برای تماشاگر سخت خواهد کرد. تمامی اتفاقات ناخوشایند دوران کودکی کوین به مثابه یک پرچم قرمز خطر برای تماشاگر ایفای نقش می کند و تماشاگر از همان ابتدا می فهمد که تمامی تلاش های مادر و اطرافیان کوین برای اصلاح او بی نتیجه خواهد ماند. این فیلم عمیقاً تاثیرگذار و دردناک است بخصوص برای کسانی که صفحات حوادث روزنامه ها و یا خبر مربوط به قتل های سریالی را دنبال می کنند.

  • تاریخ : ۱۶ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : فیلم

دریافت فیلم: تهیه‌کننده، کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس، معتقد است: در ساخت آثار سینمایی با ماجرا وحدت باید از کودکان شروع کنیم؛ چراکه این‌گونه آثار باید در مراتب مختلفی ساخته شود.

به گزارش دریافت فیلم، حجت‌الله سیفی هنرمند پیش‌کسوت به مناسبت فرارسیدن میلاد رسول اکرم(ص) و هفته وحدت در پاسخ به اینکه چگونه می‌توان از ظرفیت‌های هنر برای ایجاد وحدت و همبستگی در جامعه استفاده کرد، گفت: هنر ابزاری برای انجام هرکاری است و این ماجرا بستگی به اندیشه شما دارد و این دیدگاه ماست که تشکیل دهنده محتوای هنر است؛ در هنر می‌توانیم یا نمی‌توانیم وجود ندارد. حال در زمینه وحدت مهم این است که منِ مسلمان با فضای این ماجرا چگونه ارتباط برقرار کنم.

وی تاکید کرد: اساسا پرداختن به چنین موضوعاتی احتیاج به حمایت‌های دولتی دارد، ضمن اینکه وقتی فیلمی از حضرت رسول اکرم (ص) ساخته می‌شود قطعا هزینه‌های گزافی دارد. البته ساختن فیلم با ماجرا وحدت حتما نباید زندگی حضرت رسول را دربربگیرد؛ باید در راستای وحدت اسلامی باشد. به عنوان مثال آثاری با موضوعات قرآنی و پرداختن به فرق مختلف اسلام و… از کارهایی است که به وحدت ختم می‌شود. به عنوان نمونه فیلم «بادسوار» که اکنون مشغول ساخت آن هستم محتوای قرآنی دارد و به نوعی مربوط به همه اقوام است و مباحثی چون توکل به خدا، مقابله با شیطان، انجام کارهای شایسته و … در آن مطرح است. برای ساخت آثار این‌چنینی باید پردازش کار به گونه‌ای باشد که برای بیننده جذاب باشد.

سیفی همچنین تصریح کرد: ما قرار نیست فقط برای بزرگ‌سالان در زمینه وحدت کاری انجام بدهیم بلکه باید از کودکان شروع کنیم؛ چراکه این‌گونه آثار باید در مراتب مختلفی ساخته شود. اگر بخواهیم چنین اقداماتی در زمینه‌هایی چون وحدت داشته باشبم باید کارمان از حمایت‌های دولتی برخوردار باشد. به عنوان مثال، ارگانی حمایت‌کننده آثار سینمایی باشد؛ چون من تهیه‌کننده فروش برایم مهم است. به همین خاطر حمایت از سوی نهادها خیلی مهم است تا آثار تولید شده متضرر نشوند، ضمن اینکه ناگفته نماند ظرفیت سینما بالاست و در مقابل اندیشه و حمایت بالایی هم لازمه آن است.

این فیلم‌ساز سپس درباره اینکه هنر متعهد را در بیان وحدت اجتماعی چگونه تفسیر می‌کنید، خاطرنشان کرد: هنر متعهد هنری است که در وهله اول انسان نسبت به خودش احساس مسئولیت کند که اگر این‌گونه بود می‌تواند در هر امری پاسخ‌گو باشد و همواره سعی می‌کند همین رفتار را به دیگران هم منتقل کند و اینجاست که اندیشه متعهد، تربیت متعهد را در پی خواهد داشت.

وی در ادامه در پاسخ به پرسشی دیگر مبنی بر اینکه چگونه می‌توان در بیان مسائلی چون وحدت از کلیشه‌های رایج دور بود و در عین حال ماجرا را در یک اثر هنری به نحو خوبی به مخاطب القاء کرد، توضیح داد: متاسفانه ما در رابطه با پرداخت به موضوعاتی چون وحدت تنها ممکن است جشنواره و یا جشن‌هایی داشته باشیم که فقط مراسم است و محتوای وحدت ندارد؛ در نتیجه خروجی هم نخواهد داشت. در حال حاضر اگر بخواهیم درباره وحدت کار کنیم باید به جمع‌آوری افراد و دوستان از مذاهب مختلف اقدام کنیم تا دورهم بنشینند و به عنوان مثال بخشی از قرآن را تفسیر کنند وگرنه همه کارهایمان در مورد وحدت کلیشه شده است.

او در همین راستا ادامه داد: متاسفانه در پرداخت به چنین موضوعاتی تاکنون هیچ اتفاقی نیفتاده است؛ این در حالی است که آثار مربوط به وحدت باید در گام نخست با یک هدفی دنبال شود تا بعد از آن ببینیم چند نفر رشد کرده‌اند وگرنه صحبت کردن صرف هیچ فایده‌ای ندارد. ما برای هفته وحدت باید سناریو داشته باشیم و بدانیم قرار است چه خروجی داشته باشیم و چون سناریو نداریم، همیشه دچار بحران می‌شویم.

*پایگاه خبری حوزه هنری

  • تاریخ : ۱۶ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : فیلم

دریافت فیلم: با خاتمه تصویربرداری فیلم سینمایی “دنیای ژوراسیک ۲” که کارگردانی آن را “خوان آنتونیو بایونا” انجام داده است، زمان رونمایی این فیلم اعلام شد.

به گزارش دریافت فیلم، آغاز رونمایی فیلم سینمایی “دنیای ژوراسیک ۲” در سینماهای امریکای شمالی روز  ۲۲ ژوئن ۲۰۱۸ خواهد بود.

دنیای ژوراسیک ۲ در ژانر علمی تخیلی و اکشن ادامه فیلم دنیای ژوراسیک می‌باشد و در مجموع پنجمین قسمت از مجموعه فیلمهای پارک ژوراسیک محسوب می‌شود.

دنیای ژوراسیک


خوان آنتونیو بایونا تولید دنباله فیلم دنیای ژوراسیک را از ماه فوریه ۲۰۱۷ آغاز کرد و بخش‌هایی از فیلمبرداری مانند نسخه اول در هاوایی انجام شد.

۲۳ سال پیش نیز فیلم پارک ژوراسیک در همین مکان فیلمبرداری و تولید شد. با این حال بخش زیادی از فیلمبرداری در لندن انجام شد. پیش از این بایونا گفته بود دنباله فیلم دنیای ژوراسیک بودجه بسیار بزرگ‌تر و بیشتری نسبت به فیلم قبلی خواهد داشت.

دنیای ژوراسیک

در یک گفتگو با مجله اسپانیایی زبان “ال پاس سمینال”، بایونا گفت که بودجه فیلم دنیای ژوراسیک ۲ نسبت به بودجه ۱۵۰ میلیون دلاری دنیای ژوراسیک افزایش قابل توجهی خواهد داشت و فاش ساخت بودجه فیلم ۲۶۰ میلیون دلار در نظر گرفته شده است.

کریس پرت، برایس دالاس هاوارد، جف گلدبلوم، بی‌دی ونگ، توبی جونز، ریف اسپال، جاستیک اسمیت، دنیلا پیندا و تد لواین از جمله بازیگرانی هستند که در این فیلم به ایفای نقش پرداخته اند.

  • تاریخ : ۱۶ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : فیلم

دریافت فیلم: پوسترهای فیلم سینمایی «همه پول‌های جهان» در حالی منتشر شدند که در بین آنها تصویر «کریستوفر پلامر» بازیگر جایگزین کوین اسپیسی نیز به چشم می خورد.

به گزارش دریافت فیلم، فیلم سینمایی “همه پول‌های جهان” به کارگردانی “ریدلی اسکات” و تهیه کنندگی کلمبیا پیکچرز و دو کمپانی دیگر ساخته می شود.

طی هفته جاری نام “کریستوفر پلامر” سر زبانها افتاده و دلیل اصلی آن نقشی است که به جای کوین اسپیسی در فیلم “همه پول‌های جهان” ایفا خواهد کرد.

فیلم سینمایی “همه پولهای جهان” نام پروژه تازه ریدلی اسکات در حالی کلید خورد که وی پروژه عظیم “قتل در قطار سریع‌السیر شرق” را نیز در برنامه کاری خود می‌بیند.

 

در این اثر “ریدلی اسکات” کارگردان مطرح و صاحب نام سینمای هالیوود برای نخستین بار با “کوین اسپیسی” بازیگر سریال “خانه پوشالی” همکاری می‌کند.

این فیلم ماجرا یکی از دسته‌های نظامی ایتالیا بعد از جنگ جهانی را روایت می‌کند نقشه یک سرقت عظیم را می‌کشند. تاکنون علاوه بر “کوین اسپیسی” بازی بازیگرانی همچون “مارک ولبرگ” بازیگر فیلم ترنسفورمز ۴ و ۵، همچنین میشل ویلیامز در این اثر قطعی شده است.


“دیوید اسکارپا” سناریو‌نویس هالیوود که سناریو‌ای همچون “کلوئوپاترا” را در کارنامه دارد، نگارش این اثر را بر عهده داشته است. هنوز در خصوص تاریخ رونمایی این فیلم توضیحی داده نشده اما به احتمال فراوان زمستان ۲۰۱۷ مراحل تولید آن آغاز می‌شود.

  • تاریخ : ۱۶ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : فیلم

دریافت فیلم: فیلم یک سکانس شروع موتورسواری بی ربط به قصه دارد. سپس ۱۵ دقیقه شاهد کپی برداری دسته چندم فضاسازی ابتدای «درباره الی» هستیم و بعد یک دعوای کاملا بچه گانه دو مرد گنده.

به گزارش دریافت فیلم؛ اینکه صفحه حوادث چند روزنامه را مرور کنیم و به چند شکایت خانوادگی و گزارش درگیری های فیزیکی و اعترافات مجرمین و متهمین بربخوریم، دلیل نمی شود با اضافه کردن چند چاشنی روزمره سیاسی-اجتماعیِ ژورنالیستی به آن، تصمیم بگیریم سناریو بنویسیم و فیلم بسازیم و مخاطب را آزار بدهیم. «آذر» که اولین ساخته ی محمد حمزه ای است دقیقا چنین (و فقط چنین) ویژگی هایی دارد.


فیلم، یک سکانس شروع موتورسواری بی ربط به قصه دارد. سپس ۱۵ دقیقه شاهد کپی برداری دسته چندم فضاسازی ابتدای «درباره الی» هستیم و بعد یک دعوای کاملا بچه گانه دو مرد گنده و آنگاه «زیرتیغ» محمدرضا هنرمند را به تماشا خواهیم نشست.

من زنِ تنهای شبم


آذرنگ با هومن سیدی (و انگار با پدرش) همان می کند که پرستویی با پسیانی کرد. اما اینجا قربانی فیلم، ما به ازای پرستویی یا پسیانی در قصه نیست. قربانی، زنی است که از تمام این دنیا، یک اجازه موتورسواری و اشتغال برای تامین معاش خانواده می خواهد و ای وای بر جامعه ی مردسالارِ متعصبِ دروغگوی فاسدی که نمی گذارد آذر (بخوانید: کُزِت) نفس بکشد. زنی که حتی وقتی مردی با ماشین به او می زند و اطرافش را مردها گرفته اند، بی آنکه به یکی از آنها نگاه بکند و حرفی بزند، سوار بر مرکب تنهایی اش می شود و به راهش ادامه می دهد. اگرچه شوهرش هم برای رهایی خود از او مایه می گذارد و از او استفاده ابزاری می کند، اما در واقع در مقابل این زن و خواسته ی شرافتمندانه اش، یک ولی دم (بخوانید: آقای تناردیه) پیر قرار دارد که هم مرد متجاوز “فروشنده” فرهادی است (یعنی چنین پیش فرضی به مخاطب گرا می دهد)، هم پولدار و دیکتاتور و تمامیت خواه است و هم عصبی و خشن و تخریبگر.

من زنِ تنهای شبم

سکانس بی نظیر و تکرار نشدنی شب تولد کودک در رستوران را ای کاش دوباره می توانستیم ببینیم. در حالیکه همه خوشحال و آرام هستند، پیرمرد ولی دم (همان آقای تناردیه) که با ماشینش در مقابل رستوران پارک کرده، به دنبال انتقام از ماشین پیاده می شود و در مقابل شیشه رستوران، زیر نور فلشر قرمز در مقابل آذر (کُزِت قصه ما) و دخترش و زوج خوشحالِ هیچی ندار می ایستد (مثلا آنها هم او را نمی بینند) و احتمالا دارد نقشه می کشد چگونه شادی مردم ساده دل را به هم بزند. با چنین سکانسی که بیشتر از فیلم های اسلشر بر می آید تا یک فیلم رئال اجتماعی، پیرمرد از آقای تناردیه، به کُنت دراکولا ارتقا می یابد. کسی که پول دارد و خون مردم را در شیشه می کند، برای پسرش حق انتخاب قائل نیست، با موتورسواری خانم ها مشکل دارد، دلش می خواهد زن ها اگر قرار است کار کنند شغلی داشته باشند که او می گوید و … اما چرا تا این اندازه وحشی و تمامیت خواه است؟ چون متعصب است و (احتمالا) مذهبی. و فیلمساز رویش نشده یا شاید جرات نکرده بگوید این پیرمرد، مذهبی است وگرنه شاید اگر می توانست او را پشت تریبون نماز جمعه هم قرار می داد تا فیلم نازلش لااقل بفروشد. باقی فیلم هم لحظات موتورسواری نیکی کریمی و نماهای نقطه نظر بی ربط او از شهر است و برای اینکه یکوقت ریتم را نیندازد و حال تماشاچی بد نشود، موسیقی متن فیلم به کمک فیلمساز می آید تا شاید رنگ و بویی ملودراماتیک به فیلم بدهد.

«آذر» حتی به سربازانی که مرخصی ساعتی می گیرند و برای استراحت به سینما می روند پیشنهاد نمی شود.

*فردا نیوز

  • تاریخ : ۱۶ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : فیلم

دریافت فیلم: سیدسعید سیدزاده تهیه کننده سینما در پی تاکید رهبر معظم انقلاب مبنی بر انجام کارهای فرهنگی بصیرت افزا گفت: شرم آور است اگر مسئولان و هنرمندان در رابطه با پدیده هایی همچون داعش مبادرت به تولید آثار فرهنگی نکنند و دست روی دست بگذارند تا مجدداً دشمنان اسلام و ایران اسلامی دست به کار شوند و در منطقه جولان دهند!

تهیه کننده فیلم سینمایی «شب به خیر فرمانده» در گفتگو با خبرنگار دریافت فیلم افزود: بنده پیروزی بزرگ پایان سیطره داعش منحوس را به یکایک ملت شریف و صبور و قهرمان ایران زمین و همچنین ولی امر مسلمین جهان امام خامنه ای (ره) و فرزندان برومندش مانند حاج قاسم سلیمانی که به راستی پهلوان و قهرمان ملی ما است تبریک عرض می کنم اما ضمن عرض این تبریک تأکید می کنم که عمیقاً بسیار متأسفم که ما آنچنان که باید و شایسته است در حوزه فرهنگی هیچ کار عملی، شایسته و درستی انجام نداده ایم و طی این سال ها در رابطه با تولید فیلم های مرتبط با داعش و دشمنان اسلام و ایران کوتاهی کرده ایم.

وی ادامه داد: ما امروزه بیش از هر زمان دیگری باید مراقب دشمنان قسم خورده اسلام و ایران اسلامی باشیم؛ دشمنان این آب و خاک این روزها زخم عمیقی از ایران و ایرانی ها خورده اند و دردصد هستند به هر نحو که شده ضربات خود را بر پیکر ما وارد سازند از این رو ما ضمن آنکه پهلوانان و قهرمانانی مانند سردار سلیمانی را داریم که به صورت نظامی از کشورمان دفاع می کنند در حوزه فرهنگی و هنری هم نیازمند حضور افراد قهرمان و بزرگی هستیم تا زیر سایه رهنمودهای مقام معظم رهبری دست به تولید آثار فرهنگی و هنری بصیرت افزا بزنند و جامعه را نسبت به دشمنان قسم خورده اسلام و ایران اسلامی آگاه سازند.

سیدزاده خاطرنشان کرد: تولید فیلم هایی بر ضد داعش و امثال آن نیاز اصلی و ضروری امروز کشور است؛ خوشبختانه هنرمندان و سینماگران متعهد زیادی هم وجود دارند که دغدغه شان تولید آثار ارزشی است که باید از آن ها حمایت ویژه شود. به عنوان مثال بنده نزدیک به ۵ سال است که برای ساخت فیلم «به کودکان شلیک نکنید» که خانم انسیه شاه حسینی قرار است آن را کارگردانی کنند دوندگی کرده ام اما این فیلم که در رابطه با جنایات و وحشی گری های داعشی ها است طی این مدت حمایتی نشده و همچنان در بلاتکلیفی به سر می برد.

تهیه کننده فیلم سینمایی «خداحافظ رفیق» تأکید کرد: عدم تولید این فیلم و فیلم های مشابه در حالی است که ما باید مرتباً در سینما و تلویزیون مان آثاری مشابه با این ها را تولید کنیم و جامعه را نسبت به وحشی گری ها، افکار، جنایات و خونریزی های دشمنان اسلام و ایران اسلامی آشنا کنیم. اصولاً این وظیفه سینما است که در جمهوری اسلامی ایران نسبت به صدور انقلاب، دفاع از مظلومان و امثال این ها گام بردارد.

این سینماگر در بخش دیگری از این گفتگو در رابطه با کم کاری شدید مدیران فرهنگی و سینمایی در خصوص حمایت و تولید از آثار ارزشی و ضد داعشی و امثالهم اظهار داشت: هر ساختمان نیاز به چند ستون اصلی دارد؛ در سینما هم یکی از ستون های اصلی و مهم و حیاتی مدیران هستند؛ ما قطعاً وظیفه مدیران و مسئولان فرهنگی را که باید با حمایت مادی و معنوی تولید چنین آثاری را ترویج کنند فراموش نخواهیم کرد. این وظیفه مدیران فرهنگی است که فکری برای حمایت از هنرمندان دغدغه مند در این حوزه کنند و به جای تولید فیلم های تلخ و سیاه کمی هم از این نوع آثار حمایت داشته باشند.

سیدزاده در خاتمه این گفتگو با بیان اینکه از مسئولان فرهنگی سوأل دارم که در راستای اهداف نهضت ضد داعش چه کرده اند؟ متذکر شد: ما باید در راستای ترویج نهضت مقاومت جهان اسلام گام های اساسی و مهمی در حوزه سینما برداریم و همه دست در دست هم به صورت متحد و یکپارچه کار کنیم تا دست ظالمان در سراسر دنیا رو شود و بساط شان برای همیشه برچیده گردد.

صفحه 9 از 236
»... قبلی 567891011121314 بعدی 203040...«