• تاریخ : ۱۹ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : فیلم

دریافت فیلم: یازدهمین دوره جشنواره «سینماحقیقت» تا ۲۵ آذرماه ادامه خواهد داشت و در افتتاحیه این جشنواره، فیلم «بانو قدس ایران» روی پرده خواهد رفت.

به گزارش دریافت فیلم، نخستین روز یازدهمین جشنواره «سینماحقیقت» میزبان ۴۸ مستند ایرانی و خارجی در بخش‌های مختلف مسابقه ملی، جایزه شهید آوینی، بین‌الملل و جنبی خواهد بود. نمایش افتتاحیه جشنواره نیز به فیلم «بانو قدس ایران» اختصاص یافته که از ساعت ۱۹:۱۵ عصر یکشنبه ۱۹ آذر ماه در سالن شماره یک پردیس چارسو روی پرده می‌رود.

از صبح فردا یکشنبه ۱۹ آذر ماه یازدهمین دوره جشنواره بین‌المللی سینماحقیقت آغاز به کار خواهد کرد و در نخستین سانس ساعت ۹:۱۵ مستندهای «ماه، خورشید و تفنگدار» و «بنای یادبود» در سالن شماره پنج پردیس چارسو به نمایش درمی‌آیند. «وه آنتیوک شاپور» سانس ۱۳:۴۵، «محیط‌بان و پلنگ» و «پری‌خوانی» سانس ۱۵:۳۰، «هویدا» در سانس ۱۷:۱۵، «اسماعیل به روایت هاجر» سانس ۱۹، «دیوارهای خاموش» و «عشق به سبک دیکتاتور» سانس ۲۰:۴۵، «تالاب جازموریان» و «بند آب، بند خاک» سانس ۲۲:۳۰ سالن شماره پنج را به خود اختصاص داده اند.

در سالن شماره یک «آخرین شکارچیان یخ» ساعت ۹:۳۰، «هالیوود هیتلر» ساعت ۱۱:۱۵، «آرمان شهر جدید» ساعت ۱۴، «نقطه و شیر» و «نشان» ساعت ۱۵:۴۵، «میرزا جواد» و «زنانی با گوشواره های باروتی» ساعت ۱۷:۳۰، «بانو قدس ایران» ساعت ۱۹:۱۵، «ابوایست» ساعت ۲۱، «پدر پدربزرگ» و «رادیو کوبانی» ساعت ۲۲:۴۵ نمایش داده می‌شوند. نمایش «بانو قدس ایران» به عنوان برنامه افتتاحیه یازدهمین دوره جشنواره «سینماحقیقت» درنظر گرفته شده است.

برنامه سایر نمایش‌های جشنواره «سینماحقیقت» در روز نخست برپایی این رویداد نیز به این شرح است:

«بابایی» و «تک روز دهم» سانس ۱۰، «دوران افشاریه» و «عشق شمعدانی‌ها» سانس ۱۱:۴۵، «من شیخ عبدالصاحب هستم» و «چند ملاقات با یک زن» سانس ۱۴:۳۰، «یکبار برای همیشه» و «محرم سسی» سانس ۱۶:۱۵، «بومرنگ» و «پسر حاج علی» سانس ۱۸، «گلدونه، مش رحیم، صغرا و دیگران» سانس ۱۹:۴۵ و «آقای دادستان» سانس ۲۱:۳۰ در سالن شماره ۳ پردیس سینمایی چارسو رونمایی می‌شوند.

در سالن شماره چهار که مختص آثار مستند خارجی است فیلم‌‎های «بازی عاج» سانس ۹:۴۵، «به یاد می‌آورم» و «ساحلی‌ها» سانس ۱۱:۳۰، «آن سوی دریا» سانس ۱۴:۱۵، «در انتظار خورشید» سانس ۱۶، «شهر خورشید» سانس ۱۷:۴۵، «یک روز در حلب» و «چشم‌انداز کاپلادا» سانس ۱۹:۳۰، «احساسی بزرگتر از عشق» سانس ۲۱:۱۵ و «برکسیتانیا» سانس ۲۳ روی پرده می‌روند.

«ارتش از یاد رفته» سانس ۱۶:۴۵، «هیوا» سانس ۱۹، «پیش از سی سالگی» و «معرف» سانس ۲۰:۴۵ در سالن شماره ۲ پردیس سینمایی چارسو رونمایی می‌شوند.

یازدهمین دوره جشنواره «سینماحقیقت» تا شنبه شب هفته آتی (۲۵ آذرماه ۹۶) در هر پنج سالن پردیس سینمایی چارسو ادامه خواهد داشت.

  • تاریخ : ۱۹ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : فیلم

دریافت فیلم: مجری برنامه تلویزیونی «ثریا» گفت: شاید برخی از دوستان بگویند کیفیت فلان فیلم کم بوده و … به خدا قسم وقتی کیفیت برخی فیلم‌هایی که در تهران در سقف فروش بوده اند را می بینم خنده ام می گیرد!

به گزارش دریافت فیلم؛ این روزها دوباره یاد گلایه های ابوالقاسم طالبی کارگردان فیلم تحسین شده «یتیم خانه ایران» افتاده‌ام! یک سال پیش مهمان ثریا بود و دل پری داشت و می گفت: چرا بچه‌های انقلابی نمی روند سینما و این فیلم را ببینند باید حتما فیلم دختر پسری بسازیم تا دیده شود!  

دیروز به همراه خانواده در سینما فیلم اشنوگل را دیدیم. فیلم خوبی که خیلی‌ها در حقش جفا کرده‌اند…

راستش را بخواهید بیشتر از آنکه از متولیان و مدیران سینما گلایه داشته باشم از خودمان شاکی ام! چرا که سالهاست که از سکان داران سینمای ایران دل بریده ام و در این سینما با همه توانمندی‌های فنی و هنری‌اش تنها و تنها دل خوش به تک ستاره هایی هستم که بتوان عنوان سینمای ملی را بر آنها نهاد. حالا هم برایم عجیب نیست که از این همه سالن سینمای ساخته شده با پول ملت توسط سازمانهای عمومی و دولتی و خصوصی، تنها پنج سالن و هر سالن هم تنها در دو سانس عمدتا بد موقع به یک فیلم انقلابی اجازه رونمایی بدهند و در همان زمان برخی فیلمهای سطحی و بزمی بیش از ده برابر آن در تهران سالن و سانس داشته باشند! اینها برایم اصلا عجیب نیست، چون تفکرات اکثر مدیران فرهنگی و هنری مان در چپ و راست را خوب می شناسم! و خوبتر می دانم که در این فضا، هنرمند هر چه انقلابی تر باشد باید از میدان های مین بیشتری عبور کند!

برادرم، خواهرم!

گلایه‌ام از خودمان است. از خودمان که حتی برای پر کردن همین چند سالن هم همت نداریم! از خودمان که حاضریم برای «نقد کردن» سینمای غربگرا و خودباخته سالن‌های سینما را پر کنیم اما برای «خداقوت» گفتن به عوامل فیلمی که از غربت و عظمت غواصان شهید می گوید، حداکثر به لایکی و کامنتی اکتفا می کنیم. مدتهاست که فضای مجازی اسیرمان کرده است. البته برای «شعار دادن» همان فضای مجازی کافی است و افسوس که جریان سازی فرهنگی مرد «عمل» و «حضور واقعی» هم می‌خواهد.

اگر فقط نیمی از آن جمعیت میلیونی که در تهران برای تشییع شهدای غواص آمده بودند و یا برای تشییع شهید حججی و یا برای راهپیمایی… ی. سالنهای سینما را هم ادامه همان بروز و ظهور می دانستند و ادامه همان قول و قراری که با شهدا کرده اند که «راهتان را ادامه خواهیم داد… د. » اکنون راه شهدا در عرصه فرهنگ و هنر اینقدر خالی نمی ماند و آنهایی که آستین بالا زده بودند تا برای این فرهنگ کاری کنند اینقدر از فروش کم فیلم هایشان طعنه نمی خوردند. حتی اگر فقط ده درصد از آن جمعیت هم به سالن سینما بیایند… د.

شاید برخی از دوستان بگویند کیفیت فلان فیلم کم بوده و … به خدا قسم وقتی کیفیت برخی فیلم‌هایی که در تهران در سقف فروش بوده‌اند را می بینم خنده ام می گیرد!

به قول آن استاد عزیز، سالهاست که «دشمن شناسانِ دوست فراموش» شده‌ایم، دهها نقد و اعتراض به برخی فیلم های مبتذل و سطحی روی پرده میکنیم اما حاضر نیستیم از کارهای خوب تقدیر عملی کنیم.

ماجرا فقط اشنوگل و یتیم خانه ایران نیست…این ماجرا بارها تکرار شده است. ماجرای کم همتی ما که در این جنگ نرم، سربازان و افسران فرهنگی مان را رها کرده ایم و فقط شعار می دهیم و لایک می زنیم و همگی فقط به دیدبانی دشمن مشغولیم!

این گلایه‌ها البته چیزی از تقصیر مسوولان و متولیان سینما کم نمی‌کند، که ظاهرا همه تلاششان را برای «ناعادلانه» بودن رقابت فیلمها در رونمایی کرده‌اند!

  • تاریخ : ۱۹ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : فیلم

دریافت فیلم: قسمت جدید انیمیشن ترامپت با عنوان «ترامپ، عروسک سخنگو» به کارگردانی رسول آذرگون در استودیو رضوان تولید شد.

به گزارش دریافت فیلم، در واکنش به سخنرانی ترامپ و اعلام بیت المقدس به‌عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی قسمت جدیدی از مجموعه انیمیشن ترامپت با عنوان “ترامپ،عروسک سخنگو” در استودیو رضوان تولید و منتشر شد.

مجموعه انیمیشن طنز ترامپت در ۱۰۰ قسمت یک دقیقه ای و به کارگردانی رسول آذرگون و تهیه کنندگی اسدالله دیانتی در استودیو رضوان تولید و به صورت گسترده در فضای مجازی منتشر میشود.

مجموعه انیمیشن ترامپت به دلیل صامت بودن ؛ توانسته با مخاطب گسترده تری در کشورهای مختلف ارتباط برقرار کند. همچنین با توجه به اینکه سخنان ترامپ رییس جمهور آمریکا هر بار واکنش های جهانی را در پی دارد این انیمیشن‌های موضوعی با اقبال جهانی بیشتری به ویژه در یوتیوب مواجه شده اند.

این مجموعه طنز به سفارش مرکز تولید و نشر دیجیتال انقلاب اسلامی( متنا) تولید می شود.

  • تاریخ : ۱۹ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : فیلم

دریافت فیلم: پوستر سی و ششمین جشنواره فیلم فجر همزمان با آغاز فعالیت هیأت انتخاب این دوره از جشنواره، رونمایی شد.

به گزارش دریافت فیلم همزمان با آغاز به‌کار هیأت انتخاب بخش سودای سیمرغ سی و ششمین جشنواره فیلم فجر، با حضور محمد مهدی حیدریان رئیس سازمان سینمایی، ابراهیم داروغه‌زاده دبیر جشنواره، اعضای شورای سیاستگذاری و اعضای هیأت انتخاب سودای سیمرغ، پوستر جشنواره رونمایی شد.

«حمیدرضا بیدقی» طراح پوستر سی و ششمین جشنواره فیلم فجر است. او که پیش از این نیز طی چهار دوره با جشنواره فجر همکاری داشته، دانش آموخته‌ گرافیک از دانشگاه هنر و فوق لیسانس انیمیشن از دانشکده‌ سینماتاتر دانشگاه هنر است و از سال ۷۰ تاکنون مشغول کار گرافیک و تدریس دانشگاهی گرافیک و تصویرسازی بوده است.

  • تاریخ : ۱۹ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : فیلم

دریافت فیلم: از فردا ۱۹ آذر ماه، یازدهمین دوره جشنواره بین‌المللی «سینماحقیقت» در پردیس چارسوی تهران برگزار می شود. وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی پیامی به این جشنواره صادر کرد.

به گزارش دریافت فیلم، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در پیامی به یازدهمین دوره جشنواره بین‌المللی «سینماحقیقت» اظهار داشت که سینمای مستند با بیانی صریح‌تر و صدایی رساتر، جهان پیرامون ما را با همه واقعیت‌هایش به تصویر می‌کشد و از این رو، از مرتبه‌ای والاتر نزد اهل خرد و اندیشه برخوردار است.

متن کامل پیام سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به یازدهمین دوره جشنواره بین‌المللی سینما حقیقت به این شرح است:

به نام خدا

سینما در عصر حاضر با بیان اعجازگونه خود، تاثیری شگرف بر مخاطبان دارد و زبانی گویا برای انتقال پیام به جامعه محسوب می‌شود.

سینمای مستند با ویژگی‌های منحصر به فرد، با بیانی صریح‌تر و صدایی رساتر، جهان پیرامون ما را با همه واقعیت‌هایش به تصویر می‌کشد و از این رو، از مرتبه‌ای والاتر نزد اهل خرد و اندیشه برخوردار است.

بیان بی‌واسطه واقعیت‌های جامعه امروز از دریچه تیزبین هنرمندان مستندساز با هدف انعکاس زیبایی‌ها،   رفع کاستی‌ها و برطرف ساختن مشکلات، نشان‌دهنده دغدغه‌مندی، دلسوزی و احساس مسئولیت اهالی فرهنگ و هنر این مرزوبوم است که به فردایی بهتر و جامعه‌ای پویاتر چشم دوخته‌اند.

تردیدی نیست که از رهگذر حقیقت امروز می‌توان افقی روشن برای آینده ترسیم کرد. همچنان که مولای متقیان، علی(ع) فرمود: “حقیقت بهترین راهنما است” و این کلام نورانی سال‌هاست که چراغ راه جشنواره بین‌المللی فیلم مستند ایران “سینماحقیقت” است. رویدادی که اکنون تجربه یک دهه برگزاری را پشت‌سر نهاده و در یازدهمین دوره برگزاری، شاهد همت والا و هنر درخشان عزیزانی است که با تلاش طاقت‌فرسا، جایگاهی شایسته و اعتباری ارزشمند در سطوح منطقه‌ای و جهانی به این جشنواره بخشیده‌اند.

از تمامی دست‌اندرکاران جشنواره سینماحقیقت صمیمانه قدردانی نموده و برای همه شرکت‌کنندگان، خالقان آثار و تماشاگران این رویداد از درگاه ایزد متعال توفیق و سربلندی آرزومندم.

  • تاریخ : ۱۹ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : فیلم

دریافت فیلم: طبق گزارش آماری معاونت توسعه فناوری و مطالعات سینمایی سازمان امور سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در حد فاصل سال‌های ۹۳ تا ۹۶ مجموعا ۱۱ فیلم به فروش بالاتر از ۱۰ میلیارد تومان دست یافته‌اند.

به گزارش دریافت فیلم؛  گزارش آماری معاونت توسعه فناوری و مطالعات سینمایی سازمان امور سینمایی در شرایطی ۱۱ فیلم پرفروش از سال ۹۳ تا ۹۶ را اعلام کرد که فیلم «شهر موش‌ها» را در این لیست قرار نداده است. این فیلم در زمان رونمایی (۵ شهریورماه ۱۳۹۳) به رقم ۱۲ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان دست یافت اما در آمار قرارداده نشده است. البته در زمان رونمایی حرف و حدیث‌هایی درباره فروش فیلم وجود داشت حال باید منتظر پاسخ معاونت توسعه فناوری و مطالعات سینمایی درباره این فیلم بود.  

بنابراین گزارش، نکته قابل توجه در جدول ۱۱ فیلم پرفروش تاریخ سینمای ایران که به فروشی بالاتر از ۱۰ میلیارد تومان دست یافتند این است که سه فیلم صدرنشین این جدول همگی در سال ۹۶ رونمایی شده‌اند و مجموعا از ابتدای سال ۹۶ تاکنون ۴ فیلم توانسته‌اند به فروشی بیش از ۱۰ میلیارد تومان در گیشه دست پیدا کنند.  

طبق گزارش تحلیلی معاونت توسعه فناوری و مطالعات سینمایی سازمان امور سینمایی «نهنگ عنبر ۲»، «گشت ۲»، «خوب، بد، جلف»، «فروشنده»، «محمد رسول الله(ص) »، «من سالوادور نیستم»، «سلام بمبئی»، «پنجاه کیلو آلبالو»، «ابد و یک روز»، «بارکد» و «اکسیدان» ۱۱ فیلم سینمایی هستند که موفق به فروشی بیش از ۱۰ میلیارد تومان در گیشه شده‌اند که ماجرا ۷ فیلم کمدی، ۱ فیلم مضمون تاریخی و دینی و ۲ فیلم نیز از مضمونی اجتماعی برخوردار هستند.

فیلم «نهنگ عنبر ۲» به کارگردانی و تهیه کنندگی سامان مقدم با ۲۰ میلیارد و ۹۴۱ میلیون تومان لقب پر فروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران را به خود اختصاص داده است و پس از آن فیلم «گشت ۲» ساخته سعید سهیلی با مجموع فروش ۱۹ میلیارد و ۷۸۱ میلیون تومان و «خوب بد جلف» ساخته پیمان قاسم خانی با مجموع فروش ۱۶ میلیارد و ۲۸۸ میلیون تومان در رتبه‌های دوم و سوم قرار دارند.

همچنین از مجموع ۱۱ فیلم عنوان فیلم پرفروش تاریخ سینمای ایران، ۶ فیلم را شرکت فیلمیران پخش کرده و هدایت فیلم و رسانه فیلمسازان مولود هر کدام دو عنوان و شرکت پخش نورتابان پخش ۱ عنوان فیلم را بر عهده داشته‌اند.

  • تاریخ : ۱۹ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : فیلم

دریافت فیلم: دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور امریکا دستور انتقال سفارت این کشور در سرزمین‌های اشغالی را از تل آویو به قدس داد و با این کار به طرح انتقال پایتخت رژیم صهیونیستی به بیت‌المقدس، وجهه بین‌المللی بخشید.

به گزارش دریافت فیلم، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور امریکا دستور انتقال سفارت این کشور در سرزمین‌های اشغالی را از تل آویو به قدس داد و با این کار به طرح انتقال پایتخت رژیم صهیونیستی به بیت‌المقدس، وجهه بین‌المللی بخشید، اقدامی که واکنش‌های متعددی را در جهان به وجود آورده است. از آنجایی که دولت امریکا پیش از اقدامات سیاسی و حتی جنگ با استفاده از ابزار فرهنگی اقدام به زمینه‌چینی و آماده‌سازی افکار عمومی جهان برای پذیرفتن اقداماتش می‌کند، با سعید مستغاثی، کارشناس و پژوهشگر سینما درباره رفتارهای هالیوود برای عبری جلوه‌دادن قدس و ادعاهای ارض موعود بودن فلسطین که صهیونیست‌ها مدعی آن هستند گفت و گو کرده‌ایم.

به نظر می‌رسد دستوری که به تازگی رئیس‌جمهور امریکا برای دستگاه دیپلماسی این کشور جهت رسمیت بخشیدن به ادعاهای صهیونیست‌ها، صادر کرده‌است، چندین دهه قبل به نحو دیگری برای سینمای این کشور صادر شده بود و آنها به دنبال آرمان‌های صهیونیست‌ها بوده‌اند! 

سال‌ها است که سینمای غرب و به طور مشخص هالیوود تلاش کرده است تا ادعاهایی مانند سرزمین موعود بودن فلسطین را در بسیاری از فیلم‌هایشان مطرح کنند؛ از فیلم‌های قدیمی کلاسیکی مانند «اکسدوس»، «سامسون و دلیله» یا «دیوید و بتشیبا» گرفته که فلسطین را سرزمینی یهودی می‌داند تا فیلم‌های جدیدتری مانند«ماتریکس» که در آن شهر «زایون» یا همان «صهیون» را به عنوان آرمانشهر صهیونیستی به تصویر می‌کشد یا فیلم «جنگ جهانی Z» که تنها شهر سالم و امن را اورشلیم معرفی می‌کند که در آن یهودیان زندگی می‌کنند. در بسیاری از فیلم‌های هالیوودی چنین ارجاعاتی را می‌بینیم که برخی از آنها روی افراد و برخی دیگر روی اماکنی مانند قدس و مسجدالاقصی تأکید دارند و تلاش می‌کنند که به این شهر ماهیت صهیونیستی ببخشند.  

سیاست سینما در خدمت سیاست‌های صهیونیستی در سال‌های اخیر نسبت به آنچه در دوره سینمای کلاسیک می‌گذشت، چه تغییراتی داشته است؟

واقعیت این است که در سال‌های اخیر کارگردانان، تهیه‌کننده‌ها و مدیران ارشد هالیوودی که تا پیش از این ماهیت صهیونیستی خود را پنهان می‌کردند، علناً آن را مطرح می‌کنند و به وابستگی خود به اسرائیل اذعان می‌کنند، نمونه‌اش را در فیلم « wonder woman» مشاهده کردیم که اسرائیلی‌بودن بازیگر آن نیز مورد اعتراض قرار گرفت. از سوی دیگر مدیران هالیوود رویکرد بیان اسطورها و آرمان‌های عبری را که سال‌هااست دنبال می‌کردند، علنی کرده‌اند. همه می‌دانند که افرادی مانند برادران وارنر، بنیانگذاران کمپانی‌های بزرگ فیلمسازی که هالیوود را به وجود آوردند، صهیونیست بوده‌اند. این ماجرا در کتاب «امپراتوری هالیوود» که به زندگی بنیانگذاران هالیوود پرداخته نیز بیان شده است. فیلمسازانی که بعضاً حتی زندگی خودشان را در قالب فیلم به تصویر کشیده‌اند، مانند فیلم «ویولون‌زن روی بام» که فیلمساز دهکده یهودی‌نشینی را که کودکی‌اش را در آن گذاشته بود در فیلمش بازسازی می‌کند. نکته دیگر نیز این است که در سابق، زمانی که در فیلم‌های هالیوودی صحبت از سرزمین فلسطین می‌شد به تاریخ مسیحیت در این سرزمین نیز اشاره می‌شد، اما حالا می‌بینیم دیگر به مسیحی‌ها هم رحم نمی‌کنند.  

در هالیوود کسی هم هست که به طور مشخص جلوی این فعالیت‌های صهیونیستی ایستاده باشد؟

قضیه اسرائیل برای هالیوود و غرب به یک تابو تبدیل شده‌است و به این راحتی‌ها قابل زیر سؤال بردن نیست. همین ماه پیش بود که یک خانم مسن به خاطر اینکه احتمال داده بود که اتاق‌های گاز در بازداشتگاه‌های نازی‌ها وجود نداشته، بازداشت و به زندان محکوم شد. در امریکا هم افراد زیادی هستند که از سیاست‌های خود امریکا انتقادهای تندی می‌کنند، مثل نوام چامسکی، اما پرداختن به ریشه‌های یهودی و صهیونیستی جزو خطوط قرمز است. استفان والت (استاد روابط بین‌الملل دانشگاه هاروارد) در کتابی که نوشته است، می‌گوید شما در امریکا می‌توانید خداوند یا مسیح را نقد کنید یا بالا و پایین رئیس‌جمهور امریکا را یکی کنید، اما خدا نکند که به یک یهودی بگویید که بالای چشمت ابرو است، آن وقت حسابتان با کرام الکاتبین است و کاری با شما می‌کنند بدتر از به صلیب کشیدن مسیح! سرنوشت «تری میسان» را نگاه کنید که وقتی درباره «یازده سپتامبر» تحقیق کرد، کاری کردند که رسماً بدون سرزمین شود.  

آنچه به عنوان سینمای مستقل امریکا نامیده می‌شود نیز توانسته است کاری در اینباره انجام دهد؟

سینمای مستقل در هالیوود که بیشتر یک دروغ است و همه سینمایشان به نحوی وابسته است. حداقل در سال چند میلیارد دلار هزینه می‌شود که فیلم‌های امریکایی به دست من و شما برسد، این پول‌ها از کجا می‌آید؟ بعد دقت کنیم که حتی وقتی فیلمسازان وابسته‌ای مانند «دیوید فینچر» ناخواسته گاف می‌دهند، چطور با آنها برخورد می‌شود. چه برسد به فیلمسازانی مانند «ریدلی اسکات» که رسماً سفارشی‌ساز هستند.  

جدیداً شاهد فیلم‌های غیرامریکایی هستیم که بیشترشان توسط فیلمسازان خاورمیانه‌ای ساخته شده‌اند و به نحوی به دنبال عادی‌سازی روابط اعراب و اسرائیل و زندگی مسالمت‌آمیز مدنظر اسرائیل هستند. در تولید این فیلم‌ها هم ردپایی قوی از سیاست‌های غرب دیده می‌شود!

وقتی غرب از نابودی کامل فلسطین ناامید شد، سراغ مطرح کردن این نوع فیلم‌ها رفت. متأسفانه در داخل ایران نیز برخی از دوستان گول ظاهر ضداسرائیلی این فیلم‌ها را خوردند و از آنها تقدیر کردند، مانند فیلمسازانی چو ن «الیا سلیمان» یا «هانی ابو اسعد» یا حتی فیلم «۵ دوربین شکسته» که در ایران مورد تقدیر قرار گرفت و تجلیل شد، اما در راستای به رسمیت شناختن و مشروعیت‌بخشیدن اسرائیل ساخته شده‌است. غربی‌ها حتی این فیلم‌ها را به اسکار می‌برند و تقدیر می‌کنند مثل فیلم «عمر» که در آن ملت فلسطین خائن شناخته می‌شود یا «وست بانک» که در آن دختری فلسطینی عاشق پسری یهودی می‌شود و در آن زندگی مسالمت‌آمیز میان اعراب و اسرائیلی‌ها تبلیغ می‌شود. سال‌ها است که سینمای اروپا زیرسلطه سینمای هالیوود از بین رفته، اما کارتل‌های صهیونیستی در اروپا از ساخت چنین فیلم‌هایی که در آن با تحقیر اعراب و مسلمانان، زندگی در کنار اسرائیلی‌ها و تحت لوای اسرائیل تبلیغ می‌شود، حمایت می‌کنند.

*روزنامه جوان

  • تاریخ : ۱۸ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : فیلم

دریافت فیلم: بخش قابل توجهی از برنامه‌های رسانه ملی به عنوان رسانه‌ای اندیشه‌ورز برای پرکردن اوقات فراغت و با هدف ایجاد شادی، خشنودی، رفع ملالت، رهایی از روزمرگی و… باید در جهت پاسخ به این سوالات باشند.

به گزارش دریافت فیلم؛ هویت(Identity)، فرایند پاسخ‌گویی آگاهانه هر فرد یا قوم یا ملت به پرسش‌هایی از چیستی و کیستی خویش است. در این مفهوم به این پرسش‌ها پاسخ داده می‌شود که هر انسانی در گذشته چه کسی بوده و متعلق به کدام گروه قومی، ملی، مذهبی و نژادی است؟ دارای چه فرهنگ و تمدنی بوده و امروز صاحب چه جایگاه و منزلت فرهنگی، سیاسی و اقتصادی در نظام جهانی است؟ بخش قابل توجهی از برنامه‌های رسانه ملی به عنوان رسانه‌ای اندیشه‌ورز برای پرکردن اوقات فراغت و با هدف ایجاد شادی، خشنودی، رفع ملالت، رهایی از روزمرگی و… باید در جهت پاسخ به این سوالات باشند. پاسخ به این سوالات در لابه‌لای برنامه‌های مختلف رسانه ملی نقش قابل توجهی در افزایش اطلاعات، رشد خلاقیت‌ها، توسعه مهارت‌ها، شکوفایی استعدادها، تغییر نگرش‌ها، پرورش قوای جسمی و روحی و… دارند.

نهادهای بسیاری در سطح جامعه نقش هویت‌سازی را بر عهده دارند که از جمله آن می‌توان به خانواده، گروه دوستی یا همسالان، مدارس یا دانشگاه‌ها و رسانه‌ های جمعی اشاره کرد. تلویزیون یکی از مهم‌ترین رسانه‌های جمعی روزگار ماست. اگر به آرمان و اندیشه امام راحل(ره) که معتقد بود تلویزیون باید یک دانشگاه باشد، باور جدی داشته باشیم، باید تاکید کنیم که تلویزیون نباید کارکرد تک بُعدی پیدا کند.

رسانه ملی باید هنجارها، ارزش‌ها و میراث فرهنگی جامعه را در قالب‌های مختلف فیلم، ماجرا، مقاله، گزارش مستند و… به عموم مخاطبان و خصوصا نسل جوان و نوجوان معرفی کند و از این رهگذر، درک آنها را از اینکه چه کسی هستند، سابقه تاریخی آنها چیست، موقعیت کنونی‌شان در جهان و منطقه چگونه است و… افزایش دهد.

بررسی نقش رسانه مهمی مانند تلویزیون در هویّت‌یابی یا بحران هویّت، تنها در صورت شناسایی نسبت کارکردهای آن امکان‌پذیر است. فرهنگ‌سازی‌های مستقیم و غیرمسقیم در برنامه‌های متنوع تلویزیون در شکل‌گیری «هویت فردی» و «هویت ملی» موثر است. تلویزیون می‌تواند در جهت حفظ سلامت و بهداشت روان و به عنوان یکی از عوامل تسهیل کننده هویّت‌یابی برای جوانان و نوجوانان کاربرد داشته باشد. همچنین می‌تواند زمینه ساز بحران هویّت و بیگانگی افراد از فرهنگ، ارزش‌ها و باورهای خود گردد. هویت‌ از وجوه مختلفی ‌برخوردار است؛ خانواده، زبان‌، دین‌ و آئین‌، زادگاه‌ و سرزمین، تاریخ، ایدئولوژی، ‌ سنت‌ها و ارزش‌ها، باورها و رفتارها و خودآگاهی‌ و خودیابی‌ اصلی‌ترین این وجوه هستند. تلویزیون برای بازنمایی هر یک از این وجوه ملزم به مراعات بایدها و نبایدهایی در ۳گونه  برنامه‌های خبری، سرگرم کننده و تبلیغی خود است.

در اکثر تلویزیون‌های کشورهای غربی، سرگرم سازی مردم به خودی خود موضوعیت دارد و از آن به عنوان یک راهکار جهت بی خیال سازی افراد از مشکلات روزمره‌شان استفاده می‌شود. اما در تلویزیون کشور ما بدون شک سرگرمی هدفی نهایی نیست؛ بلکه وسیله‌ای است برای رسیدن به هدفی متعالی. نظام اسلامی با نگاه تربیتی خود، سرگرمیِ صرف را به عنوان رسالت رسانه‌های گروهی تأیید نمی‌کند و از این منظر این رسانه‌ها را به عنوان یک «دانشگاه عمومی»، پر اهمیت می‌داند که هدفشان تهذیب آحاد جامعه و تسهیل ایجاد زمینه‌های فرهنگی و ارتقای روحی در آنهاست. به نظر می‌رسد ما به درستی نتوانسته‌ایم پیش نیازها و ملزومات سه کارکرد مهم سرگرمی، اطلاع رسانی و آموزش را در رسانه ملی بشناسیم.

نگاهی به کارنامه رسانه ملی بعد از انقلاب نشان از آن دارد که گاه تصورات تامل برانگیزی از این سه کارکرد داشته و بعضا آنها را به جای همدیگر استفاده کرده و نتیجه و بازخورد مطلوبی دریافت نکرده‌ایم. رسانه ملی، نباید رسانه‌ای غفلت‌زا باشد؛ این رسانه با استفاده از ظرفیت کارکردهای سه گانه سرگرمی، آموزش و اطلاع‌رسانی باید به سیاست‌های مشخصی با رویکرد «بصیرت آفرینی» دست یابد. رسانه ملی، به اقتضای بایسته‌ها و الزامات و آرمان‌های فرهنگی، به رشد و هدایت عمومی منطبق با باورها، ارزش ها، هنجارها، نگرش ها، الگوها و رفتارهای دینی یا مورد تایید دین در نیل به تعالی مطلوب، ماموریت یافته است.

سرگرمی به عنوان یکی از کارکردهای برجسته رسانه جمعی، بخش قابل توجهی از رسالت جامعه پذیری یا تعلیم و تربیت آحاد جامعه را به دوش می‌کشد. تلویزیون، که وظیفه اصلی آن، عمل در چارچوب تعلیم و تربیت دینی است، اگر به اقتضای شأن رسانه‌ای، ایفای رسالت تربیتی یا ضرورت‌ها و مطالبات بیرونی به برنامه‌های سرگرم کننده ملزم شود، قاعدتاً باید نظام رفتاری خویش را متناسب با این چارچوب تنظیم کند.

تلویزیون از تعامل چند سویه کارکردهای سه گانه (سرگرمی، اطلاع رسانی و آموزش) تجربیاتی در عمل دارد؛ مثلا از یک سو صنعت سرگرمی برای جذب مخاطب از مفاهیم، مضامین، نمادها، شعائر و شخصیت‌های الگوی دینی بهره می‌گیرد و از سوی دیگر تبلیغات دینی برای جذب بیشتر مخاطب، انتقال و تعمیق باورها و بینش‌های دینی و اشاعه فرهنگ و آداب مذهبی از قالب‌های سرگرمی استفاده می‌کنند. بخشی از آنچه تحت عنوان «دین رسانه‌ای»از آن یاد می‌شود، از طریق قالب‌های متنوع و دارای کارکرد سرگرمی انتقال داده می‌شود.

انتظار به حق این است که عملکرد رسانه ملی، در ایفای همه کارکردها از جمله سرگرمی، به تبع الگوی هنجاری و منطق عملی حاکم برآن، متمایز و متفاوت از عملکرد یک رسانه سکولار باشد. کارکردهای چندگانه تلویزیون، نه به صورت مجزا و متمایز که غالباً درهم آمیخته و ترکیبی‌اند. هر برنامه سرگرم کننده، ممکن است کارکرد معرفتی، عاطفی، یکپارچه‌سازی شخصی (اعتماد سازی)، یکپارچه‌سازی اجتماعی و رهایی از تنش را نیز به همراه داشته باشد. هدف اصلی مخاطب از سوق دادن به تلویزیون، ممکن است رهایی از تنش و لذت جویی باشد، اما ثانیاً و بالتبع، مخاطب باید به اطلاعات نیز دست یابد؛ کما اینکه گاه ممکن است این روند معکوس باشد.

به هر تقدیر ضروری است تا نقش کارکردهای سه گانه سرگرمی، آموزش و اطلاع‌رسانی را بر مساله هویت با نگاهی به نظریه‌های اجتماعی–رفتاری رایج و نیز مدل‌های رایج تعامل این سه کارکرد در کشورهای مختلف با الگوهای متفاوت (الگوهای انفکاک مطلق، مدل آمیختگی مطلق، مدل انفکاک نسبی و مشروط) بررسی کنیم و با تکیه بر مباحث نظری و نیز تجارب بومی در نهایت به ارائه راهبردهای عملی جهت اصلاح و ارتقای وضعیت موجود اقدام کنیم.

کانون توجه نظریه‌های موسوم به «نظریه‌های اجتماعی–رفتاری» رابطه میان رسانه و جامعه و تاثیر محتوای ارتباطی بر نگرش‌ها و رفتارهای مخاطبان است. همان گونه که برخی از نظریه پردازان علم ارتباطات مانند  «هارولد لاسول» اشاره کرده‌اند، نزدیک کردن و امتزاج کارکردهای سه گانه به همدیگر دستاوردهای بزرگی از قبیل رسیدن به «همبستگی اجتماعی» را در پی خود خواهد داشت.

به این شکل که خبر و رویدادها مطابق با شاخص‌های بومی انتخاب و تفسیر می‌شوند و به همین دلیل جذابیت می‌آفرینند و مخاطب را سرگرم می‌کنند و عادات و آداب و رسوم اجتماعی را تقویت می‌کنند. اعتقاد به پیوستگی کارکردهای سه گانه تلویزیون به همدیگر ناشی از مهندسی افکار عمومی است که اطلاعات را به صورت برنامه ریزی شده و گام به گام در اختیار مخاطب قرار می‌دهد. سرگرمی در رسانه‌ای مانند تلویزیون می‌تواند در مقوله «آموزش‌های پنهان» نیز مخاطب را با خود همراه سازد و حتی از شکل‌گیری تنش‌های اجتماعی و مخاطرات ضد فرهنگی جلوگیری کند.

در عرصه فعالیت وسایل ارتباط جمعی قانون اساسی به صورت کلی با صراحت بر لزوم و بلکه بر وجوب حاکمیت ارزش‌ها تأکید کرده است و در مقدمه آن بر لزوم حرکت وسایل ارتباط جمعی (رادیو و تلویزیون) در جهت روند تکاملی انقلاب اسلامی و در خدمت اشاعه فرهنگ اسلامی سخن گفته است. اما در میان قوانین و اسناد درون سازمانی رسانه ملی به جرات می‌توان گفت هیچ نشانه‌ای از نسبت و ارتباط این کارکردهای سه گانه نیست حتی در «مجموعه مقررات ناظر به تولید، پخش و تامین برنامه‌های صداو سیما» (مصوب سال ۱۳۸۶) نیز اثری از این رویکرد نیست!

تلویزیون گرچه در بدو ورود به ایران چندان مورد توجه قرار نگرفت و حتی برخی آن را نامحرمی در محیط خانوادگی محسوب می‌کردند، اما با گذشت زمان جعبه جادویی جای خود را در  میان خانواده‌های ایرانی باز کرد؛ به طوری که هم اکنون بیش از ۲۰شبکه تلویزیونی به صورت ۲۴ ساعته امکان ورود به خانه‌های ما را دارند. برنامه‌های تلویزیونی توانایی فوق العاده‌ای در افزایش سطح آگاهی و ارتقای سوادرسانه‌ای مخاطب دارند. این رسانه مهم، فراگیرترین رسانه کشور است و به دلیل آن که تریبون رسمی حاکمیت می‌باشد، حساسیت نسبت به عملکرد آن بالاست. تلویزیون با شکل دادن به الگوی ذهنی مخاطبان رویدادها را برای آنها معنادار می‌سازد.

در پیوست حکم ریاست فعلی رسانه ملی که توسط مقام معظم رهبری به ایشان ابلاغ گردید در بخش «سیاست های راهبردی محتوای پیام» به صراحت و با تاکید بیان شده است که رسانه ملی موظف به تنظیم سیاست‌های راهبردی و مدیریتی خود در سه عرصه سرگرمی، اطلاع رسانی و آموزش است تا بر اساس الگویی منطقی و نظام‌مند اقدام به تولید، تامین و پخش برنامه‌های مختلف نماید. اگر تکلیف‌مان را با تعامل و ارتباط این کارکردهای سه گانه مشخص نکنیم دچار تشتت سیاست گذاری در خصوص  این کارکردها می‌شویم.

*رسانه انقلاب

  • تاریخ : ۱۸ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : فیلم

دریافت فیلم: بازی‌های رایانه‌ای، خصوصا نمونه‌های قدرتمند آن از خصوصیت جالب غوطه‌ور سازی برخوردار هستند. یعنی بازی‌کن در عالمی دیگر بسر می‌برد. هرچقدر فضای بازی جذاب‌تر و عمیق‌تر باشد، گیمر Gamer بیشتر از زمان و مکان فعلی خود، کنده می‌شود و بیشتر در لایه‌های زیرین بازی فرو می‌رود.

به گزارش دریافت فیلم؛ بازی‌های رایانه‌ای، خصوصا نمونه‌های قدرتمند آن از خصوصیت جالب غوطه‌ور سازی برخوردار هستند. یعنی بازی‌کن در عالمی دیگر بسر می‌برد. هرچقدر فضای بازی جذاب‌تر و عمیق‌تر باشد، گیمر Gamer بیشتر از زمان و مکان فعلی خود، کنده می‌شود و بیشتر در لایه‌های زیرین بازی فرو می‌رود.

بازی‌ها اما قدرت رسانه‌ای هم دارند و قطعا روش خوبی برای انتقال پیام‌ها و گفتمان‌های سیاسی و فرهنگی یک کشور یا ملت هستند. مثلا بازی‌های splinter cell نقش آفرینی آمریکا را در مبارزه با تروریسم نمایش می‌دهد. البته خصوصیت رسانه‌ای بودن همراه با ویژگی غوطه‌ور سازی، منجر می‌شود که بازی کن از بیرون به درون برود و به همین دلیل بسیاری گمان می‌کنند که وجه رسانه‌ای بودن بازی کمرنگ می‌شود. این دقیقا اشتباه بزرگ برخی از تحلیل‌گران و اندیمشندان بازی‌های رایانه‌ای است که در قسمت‌های بعدی این یادداشت بدان پرداخته می‌شود.

اما مساله مهم دیگر که در کنار این ماجرا باید بدان پرداخت فضاسازی بازی‌های ژاپنی و شرقی به عنوان اولین و موفق‌ترین بازی‌سازان جهان است. براستی تمدن اژدهای خیزان، کیمونو، نیلوفر آبی و در یک کلام سرزمین آفتاب (ژاپن) هدفش در بعد کلان تمدنی از سالیان سال بازی سازی در عصر مدرن و پیشرفت و ترقی بعد از جنگ جهانی دوم چیست؟

تصویرها در ذات خود بخاطر جنبه روانی خاصی که دارند از کشش خاصی برخوردارند و بیننده را به دورن خود می‌شکند. حال اگر تصویر از قابلیت تحرک و بعد شنیداری هم برخوردار باشد طبیعتا این جذابیت بیشتر می‌شود. بازی‌ها علاوه بر این دارای کنش‌گری برای بازی‌کن نیز هستند و بنابراین بخاطر اینکه بازی کن در فضای دیگر حضور پیدا می‌کند در حقیقت در فضای مجازی سیر می‌کند. عالمی به موازات عالمی که در آن هستیم.

حال اگر بازی در خود اهدافی مثلا سیاسی یا فرهنگی داشته باشد این صدور پیام آرام آرام در جان مخاطب می‌نشیند. درحالی که برخی از تحلیلگران بازی خیال می‌کنند اگر گیمر به درون بازی برود و غرق آن شود وجه رسانه‌ای بازی از بین می‌رود، این در حالی است که این شیوه بهترین روش برای پر کردن مخاطب یا بازی‌کن از مفاهیم و باورهای  فلسفی و هنری و معرفتی یا سیاسی و اجتماعی است. بازی SIMS یکی از بهترین نمونه‌هایی است که سبک زندگی کاملا اباحه شده غربی و آمریکایی در آن جریان دارد.

ژاپن این ماجرا را به خوبی و بسرعت درک کرد و گرچه در آن سال‌های که سال‌های طلایی هالیوود و عرصه فیلم‌سازی بود قدرت آنان را نداشت، اما آرام آرام با ورود به عرصه کارتون سازی آن هم با الهام و بهره بردن از زمینه‌های هنری و فرهنگی خود مانند تئاتر سنتی یعنی کابوکی، نقاشی‌ها و ساز و آوازهای خاص خود، سری در میان سرهای هنر در تمدن جدید درآورد. اما این تمام ماجرا نبود. چرا که بعد از آنکه دنیای کامپیوترها خودی از خود نشان دادند و قابلیت‌های چشمگیر خود را در تمام زمنیه‌های مرتبط با فناوری عیان کردند، چشم بادامی‌های زرنگ از این ویژگی در خلق عالمی بنام بازی‌های رایانه‌ای استفاده کردند و سروکله موجوداتی بنام نینجاها، اژدها و دیگر موجودات شرقی را به عنوان اسطوره‌هایی برای بچه‌ها خلق کردند.

دیگر این فقط کارتون نبود که با عالم قصه‌گویی و تصویر برای بچه‌ها جذابیت خلق می‌کرد، بلکه دسته‌های کنسول بازی‌های مثل آتاری، سگا و میکرو بودند که آنان را از عالم زمینی به دنیای مجازی می‌برند و در سفرهایی ماجراجویانه با غول‌ها و دیوها و همینطور آدم بدهای شهرهای مدرن اروپایی و آسیایی دست و پنجه نرم می‌کرند.

ژاپنی‌ها تصورشان این بود –البته تصور غلطی هم نبود- که در رقابت با جهان، کشورهای دیگر در زمینه تمدن سازی و فرهنگ سازی می‌توانند به خوبی عمل کنند و گوی سبقت را بربایند و یکه تازی کنند. البته در میدان تولید و سود و اقتصاد مجبور شدند فضاهای مورد علاقه آمریکایی‌ها را نیز بسازند و وارد میدان کنند. اما در کنار آن هزاران بازی را در کنسول‌های دیگر که هرچندسال یکبار تولید می‌شد می‌ساختند.

ژاپن تقریبا از تمام المان‌های هنری خود برای پیشرفت در این عرصه مهم علمی، فرهنگی و هنری بهره برد. در فرهنگ ژاپن گرایش بصری بسیاری مشاهده می‌شود. در بسیاری از شوهای تلویزیونی برای جلب توجه بینندگان از نوشته‌های زیادی استفاده می‌شود و صفحات اکثر مجله‌های ژاپنی لبریز از متون، تیترهای بسیار درشت و هزاران هزار تصویر است. از نظر تاریخی این شیفتگی دیرینه برای تصاویر جذاب و پر زرق و برق نظیر تئاتر کلاسیک Kabuki در فرهنگ ژاپن سابقه طولانی دارد.

سرزمین افتاب در کمتر از ۳۰ سال قبل یکباره تمام معادلات بازی سازی را بهم ریخت و پدیده عجیبی را رو کرد که هنوز در مقابل دیگر کنسول‌های بازی مثل Xbox موفقیت بسیار زیادی دارد. یعنی PlayStation . این چیز عجیب عالم مجازی را از دو بعدی یکباره به سه بعدی تبدیل کرد و این یعنی یک پله بزرگ برای فضاسازی و تعمیق و ورود بیشتر بازی‌کن و غرق شدن او در عالم دیگر. گیمر می‌تواند مانند یک ماجراجو در شهر، جنگل، دریا، کهکشان و هرجایی که بازی باشد بگردد و اهداف خود را دنبال کند.

اما از سوی دیگر رقبای غربی در عرصه بازی‌سازی شروع به قدرت‌نمایی کردند و با خلق بازی‌های بسیار قوی‌تر در pc دست برتر را تا سال‌ها پیدا کردند. اینبار ژاپنی‌ها متوجه یک حقیقت تلخ شدند. اینکه کامپیوتر به عنوان یک مولفه تکنولوژیکال که خواسته و برخواسته از تمدن رقیب آنان بود تکنیکی بود که آنان در نهاهای مهم علمی و پیشرفته خود روز به روز در حال بروز رسانی و ارتقای آن بودند، و دقیقا در تمام این مدت اصلی‌ترین دغدغه ژاپنی‌ها بیشتر کردن رنگ و لعاب فضای شرقی و بزرگ‌تر کردن سامورایی‌ها بود!

خصوصا اینکه فهمیدند چیزی که باعث شده تا آنان بتوانند به پیشرفت برسند، خود یک عنصر غربی و ضد سنت است. ژاپنی‌ها بعدتر مجبور شدند برای عقب نمادن از میدان رقابت کنسول‌های با کیفیت‌تری را تولید کنند و هربار که این کار را کردند بیشتر در خدمت اهداف غربی‌ها قرار گرفتند تا جایی که کم‌کم نینجاهای افسانه‌ای به فراموش‌خانه‌ها رفتند و کوماندوهای غربی، نیروی دلتا فورس و کال آف دیوتی جای آنان را گرفتند و ژاپنی‌ها کارگرانی شدند برای ساخته شدن دنیای غربی‌ها.

امروز کدام یک از بازی‌های ژاپنی قدرت رقابت با جدیدترین بازی‌های هالیوودی آمریکایی را دارد؟ اویل که خود سرشار از مولفه‌های روایی و بصری غربی است با تبدیل شدن به یک سری فیلم‌ هالیوودی کاملا وجه ژاپنی خود را از دست داد و تبدیل به یک نماد هالووینی شد.

لذا با این سیر، ژاپن که در تلاش بود تا شبه تمدن-رسانه بشود و بتواند فرهنگ اساطیری و کهن خود را در غالب نوینی مثل بازی‌های رایانه‌ای وارد عرصه کند بیشتر تبدیل به یک زمینه ساز موفقیت برای دیگر رقیب خود شد.

اشکال دیگر و مهم این فرایند این بود که از همان ابتدا ژاپنی‌ها تلاش داشتند تا در یک فضای شبه غربی دست به تولید و قهرمان‌سازی بزنند. در حالی که اگر آنان مانند کارگردان صاحب سبک و کاملا ژاپنی خود یعنی کوروساوا عمل می‌کردند، می‌توانستند در مسیر خود یکه‌تاز باشند و فرم و تکینک را به خدمت خود درآورند.

* حمید صنیعی منش

صفحه 7 از 236
»... قبلی 3456789101112 بعدی 203040...«