• تاریخ : ۱۸ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : فیلم

دریافت فیلم:نمایش فیلم “بیا فقط شروع کنیم” با بازی مورگان فریمن کهنه کار آغاز شد.

به گزارش دریافت فیلم، فیلم سینمایی “بیا فقط شروع کنیم” به کارگردانی “ران شلتون” جدیدترین فیلم مورگان فریمن بازیگر با سابقه سینمای هالیوود رونمایی خود در سینماهای جهان را آغاز کرد.

یک مامور سابق پلیس و یک حقوقدان سابق در یک زمین گلف چشم و همچشمی خود را آغاز می کنند اما اتفاقی آنها را دوباره در معرض ماجراجویی قرار می دهد. این فیلم در ژانر کمدی اکشن ساخته شده و “ران شلتون” علاوه بر کارگردانی نگارش سناریو آن را نیز بر عهده داشته است. فیلمی که از حضور بازیگران پیشکسوت و محبوب هالیوودی بهره می‌برد.

مورگان فریمن

مورگان فریمن، تامی لی جونز، رنه روسو در نقش کتی هیل، گلن هدلی در نقش جین، شریل لی رالف در نقش لانا، الیزابت اشلی در نقش جسیکا، کریستین ریکز و جو پانتولیانو در نقش یک بازیگر از جمله بازیگرانی هستند که در فیلم “بیا فقط شروع کنیم” به ایفای نقش پرداخته اند.

در ۱۴ می ۲۰۱۶ اعلام شد که برود گرین پیکچرز قرار است با همکاری انترتینمنت وان فیلمی به کارگردانی ران شلتون بسازند که مورگان فریمن و تامی لی جونز در این فیلم به ایفای نقش خواهند پرداخت.

مورگان فریمن

در ۹ جوئن ۲۰۱۶ اعلام شد که رنه روسو در کنار فریمن و جونز از بازیگران اصلی این فیلم خواهد بود. در ۱۵ اوت ۲۰۱۶ فیلمبرداری این پروژه در نیومکزیکو آغاز شد.

  • تاریخ : ۱۸ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : فیلم

دریافت فیلم: در سال های اخیر، همواره فیلم های کمدی جزو پر فروش ترین فیلم های سینمایی ایران بودند. هفته گذشته نیز دو فیلم کمدی پیش ترین فروش گیشه را به خود اختصاص دادند.

به گزارش دریافت فیلم؛ دو فیلم کمدی «خالتور» و «ثبت با سند برابر است» همچنان در رقابت با یکدیگر رتبه های اول و دوم جدول فروش فیلم ها را در هفته جاری به خود اختصاص دادند.

فیلم سینمایی «خالتور» در رتبه اول جدول قرار دارد و با فروش ۱ میلیارد و ۱۲ میلیون و ۲۳۰ هزار تومان در رتبه اول جدول هفتگی است این فیلم در کل به فروش ۴ میلیارد و ۱۴۹ میلیون و ۸۸۵ هزار تومان رسید.

فیلم سینمایی «ثبت با سند برابر است» در رتبه دوم جدول هفتگی قرار گرفت. فیلم با فروش ۶۴۲ میلیون و ۴۶۷ هزار تومان در هفته دوم رونمایی به فروش کل ۱ میلیارد و ۳۳۴ میلیون و ۷۶۳ هزار تومان رسید.

فیلم‌های کمدی پیشتاز جدول فروش فیلم

فیلم سینمایی «قاتل اهلی» در هفته دوم با فروش ۵۱۱ میلیون و ۱۶۶ هزار تومان در رتبه سوم جدول فروش قرار گرفت و فیلم به رقم ۱ میلیارد و ۱۵۱ میلیون و ۷۳۶ هزار تومان رسید.

فیلم سینمایی «آذر» در هفته اول نمایش با فروش ۱۷۴ میلیون و ۵۲۳ هزار تومان در هفته رتبه چهارم جدول قرار گرفت. این فیلم به فروش کلی ۲۱۶ میلیون و ۵۶۹ هزار تومان رسید.

فیلم سینمایی «خفه‌گی» در هفته هفتم نمایش ۱۴۰ میلیون و ۳۱۶ هزار تومان فروخت و در کل فروش فیلم به رقم ۳ میلیارد و ۸۵۵ میلیون و۸۳۵ هزار تومان رسید.

  • تاریخ : ۱۷ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : فیلم

دریافت فیلم: با نزدیک شدن به موعد اسکار ۲۰۱۸، پانزده فیلم مستند بلند از میان ۱۷۰ فیلم معرفی شده به این رقابت ها، برگزیده شدند.

به گزارش دریافت فیلم به نقل از هالیوود ریپورتر، فیلم ال‌گور درباره تغییرات آب و هوایی، فیلم نتفلیکس با عنوان «ایکاروس» و فیلم نشنال جیوگرافیک با عنوان «جین» درباره اغتشاشات لس‌آنجلس از جمله فیلم‌هایی هستند که در نودمین دوره جوایز سینمایی اسکار در بخش بهترین مستندهای سال سینما انتخاب شده‌اند.

انتشار فهرست بلند مستندهای بلند اسکار نشان دهنده بهترین فیلم‌های مستندی است که در طول سال ۲۰۱۷ ساخته شده است. این فیلم ها از میان ۱۷۰ فیلم واجد شرایط انتخاب شده‌اند و شاخه مستند آکادمی از میان آنها با رای خود دیروز پنج شنبه ۱۵ فیلم برتر را انتخاب کرده است.

اعضای شاخه مستند اکنون باید پنج نامزد نهایی را از این میان انتخاب کنند. اسامی فیلم‌های منتخب ۲۳ ژانویه همراه دیگر فیلم‌های منتخب در شاخه‌های دیگر، اعلام خواهد شد.

روز اهدای جوایز ۴ مارس خواهد بود.

۱۵ فیلمی که برای رقابت این دوره انتخاب شده‌اند عبارتند از:

«آباکوس: آنقدر کوچک است که زندانی شود»

«در جستجوی مرجان»

«شهر اشباح»

«ای‌اکس لیبریس: کتابخانه عمومی نیویورک»

«چهره‌ها، مکان‌ها»

«سیل انسانی»

«ایکاروس»

«دنباله ناراحت‌کننده: حقیقت قدرت»

«جین»

«ال ای ۹۲»

«آخرین مرد در حلب»

«سفر عجیب طولانی»

«یکی از ما»

«جزیره عجیب»

«بی‌قراری»

سال پیش مستند هشت ساله «او. جی: ساخت آمریکا» به کارگردانی ازرا ادلمن برنده این بخش شد.

  • تاریخ : ۱۷ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : فیلم

دریافت فیلم: تعدادی از زنان کارگردانی که فیلم هایشان در بخش خارجی زبان اسکار ۲۰۱۸ شرکت دارد، به سوالاتی مشترک پاسخ داده اند. در بخش خارجی زبان از ۹۲ فیلم، کارگردانی ۲۷ فیلم را زنان بر عهده دارند که جالب توجه است.

به گزارش دریافت فیلم به نقل از ورایتی، نشریه سینمایی ورایتی سوال‌هایی مشترک را برای همه کارگردان‌های زنی که امسال فیلم شان به بخش اسکار خارجی زبان معرفی شده است، ارسال کرده و از آنها خواسته است تا بگویند بزرگ‌ترین موفقیت این فیلمسازان زن و هدف آنها از ساخت فیلم‌شان چه بوده است، این که قهرمانان فیلمسازی آنها چه کسانی هستند و دل شان می‌خواهد دنیا چه چیزی را درباره آنها به عنوان یک کارگردان بداند و چه پیامی دارند؟ از دیگر پرسش هایی است که برای همه این کارگردان‌ها ارسال شده تا به صورت کتبی به آنها پاسخ بگویند.

پاسخ شماری از این کارگردان‌ها از جمله نرگس آبیار کارگردان ایرانی که با فیلم اش «نفس» به اسکار معرفی شده‌ و شماری از کارگردان‌هایی که از آسیا و اقیانوسیه در این رقابت شرکت‌کرده‌اند، در زیر آمده است.

رویا سادات سازنده فیلم «نامه‌ای به رییس جمهوری» از افغانستان

وی در پاسخ درباره فیلم اش گفته است که او تابوهایی از جامعه خود را در این فیلم روایت کرده و بزرگ‌ترین مانع او در ساخت فیلم اش موقعیت امنیتی کشورش بوده و از آنجا که او در افغانستان زندگی می‌کند باید به همه این مسایل توجه می‌کرده است، چرا که برخی از مناطق فیلمبرداری فیلم اش در مناطقی ناامن واقع بودند. این که هیچ استودیوی تولید فیلمی در افعانستان وجود ندارد و او مجبور بوده از لوکیشن‌های واقعی استفاده کند ریسک‌پذیری کار وی را بالا می‌برد.

در عین حال وی مجبور شده با بودجه خودش فیلم را بسازد چون تهیه‌کننده‌ها حاضر نمی‌شدند به سراغ ایده‌های جدید بروند. وی در پیامی که داده از تهیه کنندگان بین‌المللی خواسته است که به تولید فیلم در افغانستان کمک کنند و تاکید کرده است که با وجود همه مشکلات او سعی کرده تا فیلمی با کیفیت بالا بسازد.

روت بورگوبلو سازنده فیلم «فضای بین» از استرالیا

بورگوبلو دیگر کارگردانی است که به این پرسش ها پاسخ گفته است. وی بزرگترین مانع را زمان دانسته است و از آنجا که این فیلم، فیلمی مشترک بین ایتالیا و استرالیا بوده زمان زیادی برای تولید آن صرف شده است. وی دستاوردهای اش را ترکیبی از پایداری، سرنوشت و حمایت شبکه سازنده دانسته است و می‌گوید امیدوار است بتواند سریالی تلویزیونی برای زنان بسازد. وی از فدریکو فلینی به عنوان قهرمان خودش نام برده و این را که زنان کارگردان در استرالیا هنوز در اقلیت هستند پیامی برای مردم دانسته و می‌گوید استرالیا راهی طولانی در پیش دارد تا به برابری موقعیت‌ها برای زنان دست پیدا کند.

آنجلینا جولی سازنده «اول پدرم را کشتند» از کامبوج

جولی در پاسخ به پرسش نخست می‌گوید فیلمی با این ابعاد هرگز در کامبوج ساخته نشده بود و این بزرگ‌ترین چالش وی برای ساختن فیلم بود. در عین حال گروه سازنده در کنار هم بزرگ‌ترین دستاورد وی بودند و همه عوامل سازنده از پشت دوربین و جلوی دوربین و حتی مترجم‌ها و تراپیست‌ها به وی کمک کردند تا این فیلم ساخته شود.

جولی بزرگترین تجربه خلاقانه‌اش را این می‌داند که به عنوان یک فیلمساز بتواند از دیگر هنرمندان حمایت کند و با آثارش راه آنها را باز کند تا توانایی‌ها و استعداد آنها هم به گوش دیگران برسد. وی از ریتی پان تشکر ویژه دارد که هم کارگردانی استثنایی و هم متخصصی در زمینه موسیقی و عکاسی در کامبوج است و از دوران خمرهای سرخ اطلاعات زیاد داشته است.

وی می‌گوید فکر نمی‌کرد کارگردان شود و خودش را به عنوان یک کارگردان زن نمی‌شناسد اما معتقد است باید زنان پشت همدیگر باشند و نیاز به زنان قوی تری هم در این صنعت هست تا بتوانند دنیا را از زاویه دید زنان روایت ‌کنند.

نرگس آبیار سازنده «نفس» از ایران  

آبیار زن بودن را بزرگ‌ترین مانع در آغاز کارش می‌داند و می‌گوید ابتدا هیچ کس به کارهای ام اعتماد نمی‌کرد. این مشکلی تاریخی در سراسر جهان است که زنان اول از زاویه جنسیت‌شان قضاوت می‌شوند و بعد هنر و توانایی‌های شان مورد توجه قرار می‌گیرد.

وی این که به عنوان یک فیلمساز و نویسنده توانسته است آنچه را می‌خواهد به انجام برساند دستاورد خودش می‌داند و می‌گوید توانسته است هر چه را خواسته است بسازد و از این بابت بسیار خوشحال هم هست. وی می‌گوید معتقد است موفقیت فیلم به فروش آن در باکس آفیس یا جشنواره‌های جهانی بستگی ندارد و فیلمساز باید از خودش و کارش رضایت داشته باشد.

آبیار افزوده است برای اش بزرگ‌ترین دستاورد مخاطبان و فیلمسازان دیگر بوده‌اند و به ویژه در ۲ فیلم بلند اخیرش یعنی « شیار۱۴۳» و «نفس» پاسخ‌های مثبتی از منتقدان دریافت کرده است و اکنون خوشحال است که مخاطبان او در خارج از مرزها نیز می‌توانند فیلم اش را ببینند.

آبیار از کیشلوفسکی و ایناریتو به عنوان فیلمسازان محبوب اش یاد کرده و در پیام خودش به عنوان زن بودن به دوران جنگ ایران اشاره کرده که زنان و کودکان و درگیری آنها در جنگ همواره ذهن او را به خود مشغول کرده و این امر را در فیلم‌های اش نیز دنبال کرده است.

متی دو سازنده «عزیزترین خواهر» از لائوس

این کارگردان در پاسخ به پرسش اول از شرایطی که باید فیلم اش را می ساخت به عنوان بزرگ‌ترین سد یاد کرده و می‌گوید این اولین تجربه در تولید مشترک فیلم بود و گروه سازندگان کوچک بودند و ۱۲ نفری این فیلم را ساختند. آنها با بودجه‌ای کمتر از ۲۵۰ هزار دلار این کار را انجام دادند.  

وی در عین حال از خودش به عنوان یک فرد بسیار خوش شانس یاد می‌کند که توانسته است کارگردان شود و در بیان اهداف اش می‌گوید هیچ هدف مادی برای ساخت این فیلم نداشت و قصد نداشت به فیلمی پرفروش بدل شود بلکه می‌خواست آن چیزی را بسازد که دوست دارد.

آن‌ماری جسیر سازنده فیلم «واجب» از فلسطین

این کارگردان می‌گوید بزرگ‌ترین مشکل اش رودروریی در موقعیت‌هایی با عناصر قدرت بود که تلاش داشتند تا این کار را مقهور خودشان کنند چرا که آن را منطبق بر دیدگاه‌های خودشان نمی‌یافتند. وی بزرگ‌ترین دستاوردش را ساخت فیلم کوتاه «مثل ۲۰ چیز غیرممکن» می‌داند که ساخت اش ۲ سال طول کشید و به کن راه یافت و او هرگز نمی‌تواند تلفنی را که به وی مبنی بر پذیرفته شدن فیلم اش شد فراموش کند. این کارگردان می‌گوید این فیلم قدرت اش را به خودش ثابت کرد و موجب شد تا به خودش بیشتر فشار بیاورد. وی از ارنست لوبیچ، جان کازاواتیس، فلینی، گدار، دسیکا و دنیس به عنوان فیلمسازان محبوب اش یاد کرده است.

  • تاریخ : ۱۷ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : فیلم

دریافت فیلم: بیست و چهارمین جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان در همدان در حال برگزاری است.

به گزارش دریافت فیلم؛ بیست و چهارمین جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان در همدان در حال برگزاری است.

  • تاریخ : ۱۷ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : فیلم

دریافت فیلم: معاون امور هنری وزارت ارشاد با بیان اینکه ساخت سالن‌های تئاتر در همدان برعهده مسئولان همدان است گفت: با وزیر ارشاد صحبت می‌کنم که جشنواره فیلم کودک به همدان باز گردد.

به گزارش دریافت فیلم، علی مرادخانی پیش از ظهر امروز در آئین اختتامیه بیست و چهارمین دوره از جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان در سالن ابن سینا همدان با قدردانی از حمایت‌ مسئولان و هنرمندان از این جشنواره اظهار داشت: سیاست ما در ۴ سال گذشته تمرکز زدایی از برنامه‌ها در پایتخت بوده است.

وی بیان کرد: برای هر استان یک برنامه و جشنواره بین المللی را پیش‌بینی کردیم و امیدواریم همدان از آنجا که پایتخت گردشگری ۲۰۱۸ آسیا است  بتواند با توسعه حمل و نقل، بیش از پیش اتفاقات فرهنگی ملی را در خود جا دهد.

مرادخانی با بیان اینکه استمرار جشنواره موجب استقبال بیش از پیش مردم شده است افزود: این توفیقی است تا این جشنواره را استمرار دهیم و چقدر خوب است که بیش از  ۲۰۰ هزار نفر از مردم  برنامه‌ها را دیدند و در شهرستان‌های همدان نیز اجرای نمایش داشتیم.

معاون وزیر ارشاد با بیان اینکه وزارت ارشاد برای اجرای سیاست‌های عدالت‌محوری در استان‌ها کمک می‌کند گفت: مهم ترین کاری که باید انجام دهیم کارهای زیر ساختی است و از همدان در این زمینه حمایت می‌کنیم.

مرادخانی تصریح کرد: هر سالن نمایشی را که همدان بسازد، وزارت ارشاد آن را تجهیز می‌کند و در حوزه تئاتر به پلاتو، صندلی‌ها و غیره نیاز داریم که کار ساخت با استان و تجهیز آن با ما می باشد تا استان همدان باید بتواند تئاتر را با سالن‌های خوب برگزار کند.

معاون امور هنری وزارت ارشاد با اشاره به درخواست استاندار و مردم همدان برای بازگرداندن جشنواره فیلم کودک و نوجوان به این استان گفت:  در مورد جشنواره فیلم مراتب خواست مردم  را به وزیر ارشاد اطلاع می‌دهم و امیدواریم این اتفاق در همدان رخ دهد.

مراخانی با بیان اینکه مهمترین وجه کار هنری حمایت آموزش و پرورش است افزود: وزارت آموزش و پرورش به این ماجرا اهمیت دهد تا بتوانیم آن را در جامعه نهادینه کنیم و هنر تئاتر در آموزش و پرورش کشور درون‌سازی شود ضمن اینکه من از میزبانی همدان و مسئولانش تقدیر می‌کنم.

  • تاریخ : ۱۷ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : فیلم

دریافت فیلم: در مراسم اختتامیه دوره بیست و چهارم جشنواره تئاتر کودک و نوجوان، از برگزیدگان رشته های مختلف بخش مسابقه تئاتر ایران تقدیر به عمل آمد.

به گزارش دریافت فیلم، امروز (چهارشنبه ۱۵ آذرماه) مراسم اختتامیه دوره بیست و چهارم جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان در شهر همدان برگزار گردید و طی آن آرای هیئت داوران در بخش مسابقه تئاتر ایران اعلام شد.


هیئت داوران این بخش متشکل از بابک محمدی، حسین محب اهری، رضا فیاضی، احمد بیگلریان و مریم سعادت پس از ارزیابی آثار حاضر آراء خود را به شرح زیر اعلام کردند:

در بخش موسیقی:

کاندیداها

«محمدعلی رفیع» برای موسیقی نمایش «دیواکولا»

«سیدمرتضی طباطبایی» برای موسیقی نمایش «عقل صورتی»

«جعفر حدادپور» برای موسیقی نمایش «پسرها تنهایند»

تقدیر:

هیئت داوران با اهداء لوح تقدیر و جایزه نقدی از «جعفر حدادپور» برای موسیقی نمایش «پسرها تنهایند» تقدیر شد.

برگزیده:

تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و جایزه نقدی تقدیم شد «سیدمرتضی طباطبایی» برای موسیقی نمایش «عقل صورتی»

در بخش طراحی صحنه و لباس

کاندیداها:

«مهدی شریفی» و سرکار خانم «زینب رشتی» برای طراحی صحنه و لباس نمایش «دیواکولا»

«سینا ییلاق بیگی» و سرکار خانم «زیبا موسوی» برای طراحی صحنه و لباس نمایش «سفر شادی»

«زهرا جلال» و «الهه جابرزاده انصاری» برای طراحی صحنه و لباس نمایش «پینوکیو»

«حمید قلعه ای» و «مهدی شریفی» برای طراحی صحنه و لباس نمایش «پسرها تنهایند»

تقدیر:

هیئت داوران با اهداء لوح تقدیر و جایزه نقدی مشترکاً از جناب آقای «سینا ییلاق بیگی» و سرکار خانم «زیبا موسوی» برای طراحی صحنه و لباس «سفر شادی»تقدیر کرد

برگزیده:

تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و جایزه نقدی مشترکاً تقدیم شد به «مهدی شریفی» و «زینب رشتی» برای طراحی صحنه و لباس نمایش «دیواکولا»

بخش بازیگری مرد

کاندیداها:

«مهرداد باقری» برای بازی در نمایش «عقل صورتی»

«سعید ابک» برای بازی در نمایش «عقل صورتی»

«سجاد انتظاری» برای بازی در نمایش «دیواکولا»

«محمد اسلامی» برای بازی در نمایش «پسرها تنهایند»

«محمد حسینعلی پور» برای بازی در نمایش «سفر شادی»

تقدیر:

هیئت داوران با اهدای لوح تقدیر و جایزه نقدی از جناب آقای «سعید ابک» برای بازی در نمایش «عقل صورتی» تقدیر می کند.

برگزیده:

تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و جایزه نقدی تقدیم می شود به جناب آقای «مهرداد باقری» برای بازی در نمایش «عقل صورتی»

در بخش بازیگری زن

کاندیداها:

«شراره طیار» برای بازی در نمایش «عقل صورتی»

«محبوبه مکامیان» برای بازی در نمایش «پسرها تنهایند»

«سوده سعدایی» برای بازی در نمایش «سفر شادی»

«نسیم تاجی» برای بازی در نمایش «سفر شادی»

تقدیر:

هیئت داوران با اهداء لوح تقدیر و جایزه نقدی از «سوده سعدایی» برای بازی در نمایش «سفر شادی» تقدیر کرد.

برگزیده:

تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و جایزه نقدی تقدیم می شود به سرکار خانم «نسیم تاجی» برای بازی در نمایش «سفر شادی»

در بخش نمایشنامه نویسی

کاندیداها:

«حمید قلعه ای» برای نگارش نمایشنامه «پسرها تنهایند»

«سحر صبا» برای نگارش نمایشنامه «سفر شادی»

«مهدی فرشیدی سپهر» برای نگارش نمایشنامه «عقل صورتی»

«عماد نصرآبادی» برای نگارش نمایشنامه «دیواکولا»

تقدیر:

هیئت داوران با اهدای لوح تقدیر و جایزه نقدی از جناب آقای «مهدی فرشیدی سپهر» برای نگارش نمایشنامه «عقل صورتی» تقدیر کرد.

برگزیده:

تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و جایزه نقدی تقدیم شد به «حمید قلعه‌ای» برای نگارش نمایشنامه «پسرها تنهایند»

در بخش کارگردانی

کاندیداها:

«امیر شیخ جبلی» برای کارگردانی نمایش «پینوکیو»

«سیدجواد رحیم زاده» برای کارگردانی نمایش «پسرها تنهایند»

«محمدرضا مالکی» برای کارگردانی نمایش «سفر شادی»

«مهدی فرشیدی سپهر» برای کارگردانی نمایش «عقل صورتی»

«محمد جهان پا» برای کارگردانی نمایش «دیواکولا»

تقدیر:

هیئت داوران با اهداء لوح تقدیر و جایزه نقدی از «سیدجواد رحیم زاده» برای کارگردانی نمایش «پسرها تنهایند» تقدیر کرد.

برگزیده:

تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و جایزه نقدی تقدیم شد به «مهدی فرشیدی سپهر» برای کارگردانی نمایش «عقل صورتی» اهدا شد.

  • تاریخ : ۱۷ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : فیلم

دریافت فیلم: سینمای بعد از جنگ اول در آلمان اکسپرسیونیستی است. اکسپرسیونیسم (که از واژه اکسپرس به معنی بیان کردن می‌آید) از نقاشی آغاز می‌شود و تلاش می‌کند آشفتگی‌های درونی انسان را بیان کند. سینمای آن دوران آلمان سعی می‌کند بدین وسیله با بیان آشفتگی‌های ناشی از شکست جنگ، تا آنجا که می‌تواند سندرم سوگواری بعد از جنگ را التیام بخشد.

به گزارش دریافت فیلم؛ در سال ۱۹۱۹ یعنی درست بعد از پایان جنگ جهانی اول، مجلس آلمان ممیزی را به طور کلی از سینما بر می دارد و سینما به سمت هرزه نگاری و سکس می‌رود. به خصوص تحت تاثیر افکار رئالیستی فرانسه پیروز جنگ. اما پخش ۲ فیلم عظیم و ملی ایتالیایی به نام های “کجا می‌رویم” و ” کابیریا ” در آلمان و استقبال مردم آلمان باعث می‌شود تا آلمانی ها بفهمند که مردم‌شان از چه نوع فیلم‌هایی خوششان می‌آید. در نتیجه فیلم‌هایی مثل “وریتاس وینسیت” (به کارگردانی جو می) و “چشم مومیایی” و “گربه کوهی” ساخته می‌شود.

این فیلم‌های عظیم، هم از لحاظ هزینه سنگین بود و هم مردمی که جنگ اول را باخته بودند و تحت فشار روانی عظیم بودند، هنوز آمادگی این نوع فیلم‌ها را نداشتند و ابتدا بخاطر شکست در جنگ نیاز به سوگواری داشتند. در نتیجه فیلم “اتاق دکتر کالیگاری” ساخته می‌شود و مردم هم استقبال خوبی می‌کنند. فیلم دکتر کالیگاری اولین فیلم اکسپرسیونیستی آلمان است. سینمای بعد از جنگ اول در آلمان اکسپرسیونیستی است. اکسپرسیونیسم (که از واژه اکسپرس به معنی بیان کردن می‌آید) از نقاشی آغاز می‌شود و تلاش می‌کند آشفتگی‌های درونی انسان را بیان کند. سینمای آن دوران آلمان سعی می‌کند بدین وسیله با بیان آشفتگی‌های ناشی از شکست جنگ، تا آنجا که می‌تواند سندرم سوگواری بعد از جنگ را التیام بخشد.

صحنه ای از فیلم اتاق دکتر کالیگاری

صحنه ای از فیلم اتاق دکتر کالیگاری

در سال ۱۹۲۵با فیلم «رنگارنگ» فیلم‌های سینمای آلمان از اکسپرسیونیسم وارد سبک جدید می‌شود. سینمای آلمان در این سال‌ها به شدت هم توسط مردم آلمان و  هم کل اروپا مخاطب پیدا می‌کند. فریتس لانگ، کارگردان آلمانی در این سال‌ها ۴ شاهکار عظیم سینمایی می‌آفریند که عبارتند از زیگفرید، انتقام کریمهیلد، متروپلیس و زنی بر ماه. این ۴ بلاک باستر که توسط مدیریت هوشمند آن سال‌های سینمای آلمان (اریش پومر) ساخته شد، تأثیرات زیادی بر ترمیم روحیه مردم آلمان و زنده کردن آلمان مرده آن سال‌ها بر جا گذاشت.

صحنه یکی از فیلم های اریش پومر

صحنه یکی از فیلم های اریش پومر

به قدری روحیه ی خودباوری ملی در مردم آلمان بیدار شد که آلمانی‌ها توانستند ظرف چند سال خود را احیا کرده و نه تنها از بحران اقتصادی بی سابقه دهه ۲۰ نجات پیدا کنند، بلکه به یکی از قدرتمندترین کشورهای دنیا تبدیل شوند. بحران اقتصادی دهه ۲۰ آلمان که از آن به بزرگترین بحران اقتصادی تاریخ یاد می شود. با این تقویت روحیه و خودباوری، آلمان به قدری قدرتمند شد که احساس کرد می‌تواند دنیا را بگیرد. جنگ جهانی دوم با محوریت آلمان آغاز شد و کل اروپا و بخش‎هایی از شوروی و آفریقا را نیز فتح کرد.

یکی از این ۴ فیلم عظیم سینمایی قسمت اول فیلم “نیبلونگن” است. در قسمت اول فیلم نیبلونگن، زیگفرید که اسطوره مردم آلمان محسوب می‌شود، بعد از رشادت‌ها و مبارزه‌های فراوان توسط خیانت بعضی از اطرافیانش مورد سوء قصد قرار گرفته و کشته می‌شود.

این فیلم می‌خواهد بگوید که به آلمان خیانت و از پشت خنجر زده شد و این موجبات شکست آلمان را در جنگ اول پدید آورد. در قسمت دوم فیلم نیبلونگن، کریمهیلد (همسر زیگفرید) تصمیم به گرفتن انتقام خون شوهرش دارد و با همراه کردن دیگران با خود انتقام وی را می‌گیرد. یعنی حالا که به ما آلمانی‌ها خیانت شده و جنگ اول را باخته‌ایم باید انتقام خود را بگیریم و همین طور هم می‌شود.

فیلم متروپلیس که برخی آن را بهترین فیلم تاریخ سینما می‌دانند نیز یکی دیگر از شاهکارهای آن سال است. در این فیلم آلمان، ایدئولوژی ناسیونال سوسیالیسم خود را معرفی می‌کند. فیلمی عظیم با جلوه‌های ویژه ی بی‌سابقه تا آن زمان.

پوستر فیلم متروپلیس

پوستر فیلم متروپلیس

فیلم بعد، فیلم “زنی بر ماه” ، محصول سال ۱۹۲۹ است. در این فیلم سازه موشکی عظیمی در ابعاد واقعی ساخته شده و نشان داده می‌شود که آلمان توانسته موشکی بسازد و چند فضانورد مرد و یک فضانورد زن را به کره ماه بفرستد. این فیلم ساینتیفیک در به وجود آوردن روحیه علمی و سازندگی در مردم آلمان بسیار تأثیرگذار بود. تا جایی که ۱۰ سال بعد موشک توسط یک آلمانی به نام “فون براون” اختراع می‌شود.

زمانی که آمریکا روی پرده سینما “فلپر” نشان می داد، زن آلمانی روی پرده سینما بسیار موقر بود و آلمان به جای ساخت فیلم‌های مبتذل به ساخت فیلم‌های ملی-میهنی مشغول بود.

فلپرها

فلپرها

فریتس لانگ میهن پرست بود. با شروع جنگ اول به جنگ رفت و از ۳ جا مجروح شد. یک چشمش کور شد و دیگری نیز کم بینا. با همین وضعیت بینایی این شاهکارها را می‌آفریند. فیلم نیبلونگن را ایرانی‌ها نیز در آن سال‌ها دیده‌اند و در ایران هم رونمایی شد.

از دیگر شاهکارهای دوران اوج بابلزبرگ می‌توان به “آخرین خنده” از فردریش ویلهم مورنائو اشاره کرد که جزو ۱۰۰ فیلم برتر تاریخ سینما محسوب می‌شود. در این دوران آلمان در اوج بحران اقتصادی است اما به شکوفایی سینما می‌اندیشد. چون معتقد است با تقویت روحیه ملی می‌توان مشکلات را پشت سر گذاشت. با تاسیس استودیو بابلزبرگ تولید فیلم ظرف ۲ سال، ۱۰ برابر می‌شود.

بابلزبرگ در حومه برلین و بسیار مجهز و پیشرفته است. جوزف گوبلز زبان فیلمسازی را در آلمان تغییر داد. سینمای اکسپرسیونیستی با حضور او به پایان رسید و سینمای پروپاگاندا شروع شد و بابلزبرگ را حفظ کرد. اریش پومر مدیر توانای UFA (بازوی دولتی بابلزبرگ) بود که به نیابت از دولت، بابلزبرگ را مدیریت می‌کرد. در آلمان هم مانند آمریکا با سینما شوخی نداشتند و مدیریت دولتی دقیقاً می‌دانست از سینما چه می‌خواهد.

استودیوی سینمایی بابلسبرگ

استودیوی سینمایی بابلسبرگ

کشورهای اروپایی دیگر بعد از جنگ اول سینمای خود را تعطیل کردند اما آلمان این کار را نکرد با وجود ورشکستگی اقتصادی بهترین سینمای جهان را در آن سال‌ها داشت و البته پاداش این خردمندی خود را هم دید و توانست با سینما از بحران اقتصادی عبور کند.

در دهه ۱۹۲۰ تعداد زیادی مغول در هالیوود وجود دارند و در حال نشان دادن فلپر روی پرده سینما هستند. مغول‌هایی مثل مارکوس لوی (بنیانگذار ام جی ام)، ساموئل گلدویش، ویلیام فاکس، آدولف زوکر (رییس کمپانی پارامونت)، کارل لیملی (ریس کمپانی یونیورسال)، لوییس بی می یر، برادران وارنر (رؤسای کمپانی برادران وارنر)، و هری کان (رییس کمپانی کلمبیا) و … .

ولی در آلمان فقط یک نفر و آن هم “اریش پومر” است. این نکته قابل توجه کسانی است که می‌گویند خصوصی شدن در سینما رقابت ایجاد می‌کند. خصوصی‌سازی در سینما با خصوصی‌سازی در اقتصاد بسیار متفاوت است. یقیناً اگر مدیریت خردمند دولتی در آلمان وجود نمی داشت یک چنین شاهکارهایی ساخته نمی‌شد و آلمان نمی‌توانست روحیه ملی خود را بازسازی کند.

سینمای دهه ۲۰ آمریکا قطعاً هم در فرم و هم در محتوا به سینمای آلمان می‌بازد. و چون می‌بازد به این سینما حمله‌ور می‌شود و کلیه استعدادهای سینمای آلمان را جارو می‌کنند و به هالیوود می‌برند. سینمای آلمان در آن سال‌ها به قدری پیشرفت می‌کند که شروع به صادرات فیلم به اروپا می‌کند. اما جلوی صادراتش را می گیرند و در نتیجه به خاطر ضربه مالی، بعضی از شرکت‌های سینمایی آلمانی تعطیل می‌شود. این جاست که یک بانکدار آمریکایی به نام “داوز” به عنوان مسئول رسیدگی به غرامت‌های آلمان در جنگ اول به آلمان می‌آید و به آنها می‌گوید در قسط‌های طولانی مدت بدهی‌هایتان را بپردازید؛ ولی با پذیرفتن شرایطی که شما را محدود می‌کند.

یعنی محدود شدن فعالیت‌های بابلزبرگ و یک سری اصلاحات اقتصادی. آلمان هم به اجبار می‌پذیرد. در واقع این ترفندی بود تا جلوی پیشرفت سینمای آلمان را بگیرند. در همین سال‌ها کارل ریملیِ یهودی به اسم اینکه آلمانی تبار است به آلمان می‌آید و گروهی را نیز با خود می‌برد. در واقع عملاً سینمای آلمان را از درون دچار فروپاشی می‌کنند. تا جایی که نهایتاً اریش پومر را هم می‌برند. با اینکه پومر در سال ۱۹۴۶ دوباره به آلمان باز می‌گردد، اما از اینجا به بعد دیگر بابلزبرگ در اختیار منافع آلمان نیست. در واقع با شکست آلمان در جنگ دوم سینمای این کشور را به عنوان غنیمت جنگی مصادره می کنند و تا امروز در سینمای آلمان به جای فیلم‌های ملی، فیلم‌های ضد آلمانی در بابلزبرگ کار می‌شود.

به علت بحران اقتصادی آلمان و خرج‌های بالای فیلم‌ها، “یوفا” به شدت دچار مشکل می‌شود. سال ۱۹۲۵ بیش از ۸ میلیون دلار ظرف مدت یک سال از دست می‌دهد و در آستانه سقوط قرار می‌گیرد. مارکوس لوی (مدیر ام جی ام) و آدولف زوکر (مدیر پارامونت) به اسم وام دادن، وارد این سینما می‌شوند و با بهره وام می‌دهند. می‌گویند قرض یوفا به دویچه بانک را می‌دهیم به شرطی که در فیلمسازی با یوفا شریک شویم و کار مشارکتی بسازیم. شرط می‌کنند که بتوانند از استودیوها و کارکنان سینمای آلمان استفاده کنند و بدین وسیله تشویق شان می‌کنند که به آمریکا مهاجرت کنند. به تدریج استعدادهای آلمان را به آمریکا می‌برند.

استودیوی فیلم سازی یوفا

استودیوی فیلم سازی یوفا

ام جی ام و پارامونت همراه با یوفا شرکتی تاسیس کردند به نام پارایومت و به جای یوفا قرار شد این شرکت فیلم بسازد در نتیجه یوفا را از درون دچار فروپاشی می‌کنند. با این حال یوفا دوباره ۱۲ میلیون دلار بدهی بالا می‌آورد. این بار یک سرمایه‌دار پروسی به نام آلفرد روزنبرگ (مدیر شرکت عظیم کروپ) می‌آید و نمی‌گذارد خارجی‌ها در کشورش سرمایه‌گذاری کنند.

روزنبرگ به یوفا وام می‌دهد. اما یوفا دیگر استعدادهایش را از دست داده است. حتی اریش پومر را. روزنبرگ سهام‌های آمریکایی‌ها را می‌خرد و همان استعدادهای باقی مانده را به کار می‌گیرد.  حتی جوان ها را آموزش می‌دهد و این باعث می‌شود که سال ۱۹۳۳ که نازی‌ها سر کار می‌آیند این سینما کاملاً در اختیارشان باشد.

صحنه ای از فیلم همشهری کین

صحنه ای از فیلم همشهری کین

از جایی در جنگ دوم، اروپایی‌ها احساس می‌کنند در مقابل سینمای آلمان دارند کم می‌آورند که از هالیوود کمک می‌خواهند و هالیوود با “دوش فنگ” چارلی چاپلین و “قلب‌های جنگی” گریفیث به کمک آن ها می‌آید.

بعد از شکست آلمان در جنگ دوم با سینمای آلمان هم مثل غنیمت جنگی رفتار می‌شود. سینمای آلمان مصادره و تا امروز در این سینما علیه ملت آلمان فیلم ساخته می‌شود. به عنوان نمونه‌هایی از فیلم های ضد آلمانی کار شده در بابلزبرگ می‌توان به پیانیست، حرام‌زاده‌های بی‌آبرو، داون فال و عملیات والکایری اشاره کرد.

در سال ۲۰۱۲ زمانی جشن تولد ۱۰۰ سالگی بابلزبرگ گرفته شد که بابلزبرگ دیگر سینمای ملی آلمان نبود. وقتی شبکه “زد دی اف” آلمان به مناسبت صدمین سالگرد تولد بابلزبرگ گزارشی پخش می‌کند، خیلی هنرمندانه تسخیر و تحقیر بابلزبرگ آلمان به وسیله ی آمریکا را بیان می‌کند.

مارلن دیتریش از بازیگران بزرگی بود که جذب هالیوود شد. وی معشوقه جوزف کندی (پدر جان کندی) بود. دختر او در مصاحبه با لری کینگ در شبکه سی ان ان می‌گوید که مارلن دیتریش مورد سوء استفاده واقع می‌شد. چون آلمانی بود. این در حالی است که جوزف کندی یک مسیحی کاتولیک اخلاق‌گرا بود و با مغول‌های هالیوود فرق داشت. او صاحب استودیوی آر کی او – تنها اسوتدیوی غیر یهودی هالیوود – بود. فیلم هایی مثل همشهری کین از تولیدات این استودیو است.

جوزف فون اشتروهان کارگردان معروف آلمانی هم از دیگر کسانی است که به هالیوود می‌رود و بازیگر و کارگردان می‌شود. ولی هیچ گاه به عنوان یک بازیگر درجه اول حسابش نمی‌کنند.

فیلمساز و بازیگری مثل لنی ریفنشتال تا بعد از ۹۰ سالگی می‌ترسند اجازه ساخت فیلم نمی‌یابد و نهایتا بعد از ۹۰ سالگی اجازه پیدا می‌کند راجع به ماهی‌های زیر آب فیلم بسازد.

کون رادوید بازیگر نقش “سزار خواب گرد” در فیلم کالیگاری با پول توسط آمریکا خریده می‌شود و نقش “سرگرد اشتراسر” را در فیلم “کازابلانکا” بازی می‌کند.

هیچکاک یکی از کسانی بود که فیلمسازی را در آلمان آموخت. منطق طراحی صحنه و نورپردازی فیلم‌هایش کاملاً اکپرسیونیستی است. وقتی “فریتس لانگ” فیلم‌های عظیم می‌ساخت، او طراح تیتراژ بود. هیچکاک هیچ گاه به این مسأله تصریح نکرد که هر چه دارد در بابلزبرگ آموخته است.

کارگردان سینما آلمان فریتس لانگ

کارگردان سینما آلمان فریتس لانگ

درست زمانی که مدیریت دولتی در بابلزبرگ تمام می‌شود دیگر صاحب این سینما معلوم نیست. دوران طلایی بابلزبرگ مربوط به دوران جمهوری وایمار است. بابلزبرگ امروز دارد تاوان تقویت روحیه آلمان بعد از جنگ اول را می‌دهد. از ۱۹۴۶ این سینما به دست رقبای آلمان می‌افتد و از آن موقع یهودیان در این سینما ترک تازی می‌کنند.

آمریکایی‌ها حتی فریتس لانگ را هم می‌برند. البته فریتس لانگ خیلی مقاومت می‌کند و تا سال ۱۹۳۳ می‌ماند. تا جایی که گوبلز به او پیشنهاد ریاست کل سینمای آلمان را می‌دهد. ولی آمریکایی ها او را هم می‌برند و به ام جی ام می‌پیوندد و بعد از او اریش پومر. پومر هم می‌رود و در فرانسه هم فیلم می‌سازد تا اینکه ۱۹۴۶ به آلمان بر می‌گردد اما آن موقع دیگر سربازی برای آمریکاست.

بعد از کارگردانان و بازیگران، فیلمبردارها، صدابردارها و سایر عوامل بابلزبرگ نیز به هالیوود می‌پیوندند. آمریکا همین کار را با سینماهای دانمارک و نروژ و سوئد نیز می‌کند. در واقع هالیوود بر ویرانه سینمای دیگر کشورها بنا شده است.

جالب این جاست که با شکست آلمان در جنگ دوم، فون براون – مخترع موشک – هم به عنوان غنیمت جنگی به آمریکا برده می‌شود و سال‌ها بعد طراح “آپولو ۱۳” می‌شود.

ظرفیت جهان وطنی و این که ما شهروند جهانی هستیم در سینماگران و هنرمندان خیلی شدید است و خیلی راحت از کشورشان می‌روند و می‌گویند «هر جا باشم قدرم را بدانند من همان جا هستم» و به گونه‌ای سینمای در تبعید راه می‌اندازند. سینماگران آلمانی را با وعده‌های دل‌فریب به آمریکا بردند اما هیچ گاه نگذاشتند فیلم‌های مهم بسازند که به همین دلیل بعضی برگشتند.

از نمونه‌های موفق دیگر سینمای دولتی به “شانگهای فیلم” در چین و “موس فیلم” در روسیه – که معادل یوفا در آلمان است – می‌توان اشاره کرد.

مجموعه ۴ قسمتی آلمانی ” هالیوود ما، سینمای بابلزبرگ ” که در یوتیوب موجود است بابلزبرگ را معرفی می‌کند. مستندی است شبیه به مستند “وقتی شیر می‌غرد” که برای معرفی مترو گلدوین مایر ساخته شده است.

صدر اعظم آلمان در پشت صحنه فیلمی آمریکایی

صدر اعظم آلمان در پشت صحنه فیلمی آمریکایی

بنابراین دیدیم که در سینما، مدیریت دولتی و هدفمند چقدر برای یک کشور می‌تواند مهم باشد. تا آن جایی که کشوری مثل آلمان را از ورشکستگی کامل بعد از جنگ جهانی اول نجات دهد و به ابر قدرتی کم نظیر تبدیل کند. و همچنین دیدیم که کشورهایی همچون آمریکا چگونه به این مسأله واقف‌اند و نمی‌گذارند سینمای کشورها مستقل از آمریکا و هژمونی‌اش در جهت منافع ملی خود فعالیت کند و تا آخرین استعدادها و نیروهای سینمای کشورها را تصاحب می کنند. سینمای آلمان بلافاصله بعد از شکست آلمان در جنگ جهانی دوم کاملاً در اختیار یهود و آمریکاست و علیه آلمان فیلم می سازد.

* محمد بحرینی

  • تاریخ : ۱۷ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : فیلم

دریافت فیلم: احمد زائری فیلمساز کوتاه و کارگردان «درخت زیتون سعد» از جمله کارگردانانی است که دغدغه کودکان آسیب دیده و جنگ زده را دارد. به طور طبیعی آثار خشونت جنگ روی زنان و کودکان که در کودکی رویاهای بسیاری در سر می پرورانند، بیش از سایر گروه هاست. فیلم «درخت زیتون سعد» ماجرا کودک سوری فوتبالیستی را روایت می کند که فرود خمپاره موجب از دست رفتن بینایی او و همبازی هایش می شود.

به گزارش دریافت فیلم؛ اولین نمایش «درخت زیتون سعد» در جشنواره بین المللی فجر بود و روز افتتاحیه جشنواره این فیلم به نمایش درآمد و از رنا شمیس بازیگر زن فیلم تقدیر شد. این فیلم در جشنواره فیلم کودک اصفهان نیز شرکت کرد و پس از آن فیلم به صورت جهانی توزیع شد. در جشنواره فیلم های صلح آسیای پاکستان این فیلم کاندیدای دریافت جایزه بهترین سناریو شد و پس از آن منتخب جشنواره کریشن کانادا شد. بعد از آن این فیلم توانست در جشنواره اروینگتن نیویورک سه جایزه بهترین فیلم از نگاه تماشاگران، بهترین طراحی صدا و بهترین بازیگر را به دست آورد. همچنین «درخت زیتون سعد» در لندن بهترین فیلم جشنواره ارلس کورت شد. بعد از آن در چهاردهمین دوره جشنواره گینه منچستر کاندیدای بهترین فیلم بین الملل و کارگردانی شد که جایزه دوم کارگردانی و لوح تقدیر هیأت داوران را به دست آورد. دقایقی را با این فیلمساز کوتاه همراه شدیم تا از دغدغه فیلمسازی اش صحبت کند:

کمی در خصوص پیشینه فیلمسازی کوتاه خود صحبت کنید.

– سال۸۴ اولین فیلم کوتاهم «گلوله های کاغذی» بود که در خصوص تأثیر رسانه و خبر جنگ در کودکان بود. بعد از آن فیلم «سایه» را کار کردم و درباره کودک تنهایی بود که در یک روستا زندگی می کرد و فکر می کرد از یک پیرمرد شیرینی فروش کیک سرقت می کند، اما پیرمرد شیرینی ها را به او هدیه می داد و فکر غلطی داشت. «پنجره» فیلم بعدی ام در سال ۸۷ بود که در خصوص کودکی است که پدرش تاجر مواد مخدر است و نمی خواهد او از خانه بیرون برود. حدود ۸ سال طول کشید تا فیلم بعدی ام یعنی «درخت زیتون سعد» را بسازم و در این مدت کار تدوین انجام می دادم، اما همیشه دنبال فرصت فیلمسازی بودم. بعد از این فیلم کوتاه یک فیلم مستند درباره سه کودک آسیب دیده جنگ ساختم که در بخش شهید آوینی جشنواره فیلم مستند شرکت کرده و برشی از زندگی این کودکان است.

در مورد ایده اولیه فیلمتان مقداری توضیح دهید و چه دغدغه ای را دنبال می کردید که این فیلم را ساختید؟

– در کارهای قبلی که داشتم، همیشه تأثیر دنیا را بر پیرامون کودکان و افکارشان نشان دادم و این برایم دغدغه بوده است. در جنگ غزه و بمباران صهیونیست ها عکس پسربچه ای را به صورت تصادفی دیدم که صورتش پر از ترکش شده و چشمانش را از دست داده بود. این اتفاقات باعث شد احساس کنم باید کاری انجام دهم و این سناریو را نوشتم. در مدتی که در دمشق زندگی می کردم، متوجه شدم آنچه نوشتم به طور مستقیم به سوریه ربط دارد و آنچه که در فیلم در خصوص سوریه نوشتم، به طور مستقیم با زندگی روزمره مردم مرتبط است. من در بخش هایی به عنوان داوطلب می رفتم و به کودکان آسیب دیده کمک می کردم و متوجه شدم عین همان شخصیتی که در سناریو نوشتم، در واقعیت وجود دارد و حتی در فیلمم در سکانس پایانی پسربچه ای وجود دارد که پایش را از دست داده و من او را از میان کودکان سوری پیدا کردم. این بچه واقعا فوتبالیست است و بر اثر برخورد خمپاره پایش را از دست داده. این باعث شد که ایده اصلی فیلم به وجود بیاید و فیلم در سوریه ساخته شود.

پیش تولید و تولید فیلم چقدر طول کشید؟

– دوماه پیش تولید طول کشید که در سوریه انجام دادم. فیلمبرداری فیلم هم ۹ روز بود، اما به خاطر جنگی که در آنجا حاکم بود، یکماه طول کشید.

فکر می کنید فیلمتان چه وی‍ژگی خاصی دارد که مورد توجه جشنواره های مختلف قرار گرفت؟

– فیلم یک مضمون انسانی دارد و تلاش کردم مظلومیت کودکان و اتفاقات خشونت باری که بر اثر جنگ برایشان به وجود می آید را نمایش دهم. من در این فیلم سعی کردم فراتر از سوریه بروم و از کشورهای یمن، فلسطین و افغانستان هم نامی به میان آمده است. سعی کردم نگاه انسانی را در این فیلم رعایت کنم و به دور از تمام مسائل، به خود پسربچه به عنوان سمبل انسانیت بپردازم و این را با تمام وجودم منعکس کنم. سعی نکردم غلو کنم و ماجرا دیگری را بیان کنم و آنچه از زندگی خودم به عنوان واقعیت شناخته می شود، در این فیلم پیاده کردم.

حضور فیلم های ایرانی را در جشنواره های معتبر خارجی چطور ارزیابی می کنید؟

– به طور کلی سینمای ایران با کارگردانان بزرگ ایرانی مانند مرحوم کیا رستمی شناخته شده است. سینمای ایران بزرگ، پرمحتوا و بامعناست؛ یعنی فیلم هایی که در این برهه از زمان در جشنواره های مختلف شرکت کردند، نام سینمای ایران را احیا کردند. این نشان می دهد نسل جدید سینماگران ایرانی همان مسیری را طی می کنند که بزرگان سینما قبلا از سر گذراندند و این مایه افتخار و امید است.

جوایزی که دریافت کردید، چه تأثیری در نگاه شما و روند کاری شما دارد؟

– مهمترین اتفاق برای من این بود که فیلم دیده شد و گرفتن جایزه نیز خوشحالی من را بیشتر کرد. من این سناریو را در زمان های گذشته نوشتم، اما مسیرم همان مسیر است و این خط فکری را در فیلم های بلندم ادامه می دهم. منظورم این است که دریافت جایزه من را تشویق و خوشحال کرد، اما کار من را طبعا سخت تر می کند.

از وضعیت فیلم کوتـاه در ایران چـه ارزیابی داریـد و فکر می کنید با چه مشکلاتی روبه روست؟

– بزرگترین چالش رو به روی فیلمسازان جوان، حمایت است. حمایت تنها مالی نیست، بلکه در شیوه برگزاری جشنواره و اهدای جوایز، آثاری که پذیرفته می شوند، تجهیزات و نمایش فیلم به جز جشنواره است. ما فیلم را می سازیم که دیده شود و اگر دیده نشود، هیچ اتفاقی برای من به عنوان فیلمساز نیفتاده است. خودم یکسال و نیم فقط دنبال تهیه کننده بودم که بتوانم فیلمم را بسازم و هرکاری کردم نتوانستم. دوستم مهدی مطهر این سناریو را خواند و با بودجه شخصی این فیلم را تولید کرد. ما در سوریه با توجه به بحران های بسیار آن ساختیم. خیلی خوش شانس بودم که او پیدا شد و توانستم فیلمم را بسازم.

*بانی فیلم

  • تاریخ : ۱۷ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : فیلم

دریافت فیلم: مدیر روابط عمومی جشنواره فیلم فجر سی‌وششم درباره آماده سازی کاخ جشنواره و پردیس ملت و نیز برخی شایعات مطرح شده درباره بازبینی آثار توضیحاتی ارائه داد.

به گزارش دریافت فیلم؛ مسعود نجفی، مدیر روابط عمومی دوره سی و ششم جشنواره فیلم فجر گفت: به امید خدا هفته آینده جلسه معارفه هیات انتخاب آثار انجام خواهد شد و پس از آن این هیات طی برنامه ای شروع به کار خواهد کرد.

نجفی درخصوص برخی شایعات در مورد شروع بازبینی آثار متقاضی گفت: این خبر یعنی شروع بازبینی آثار توسط هیات انتخاب به هیچ وجه درست نیست و دبیرخانه آن را تکذیب می کند.

وی در همین راستا ادامه داد: به امید خدا هفته آینده جلسه معارفه هیات انتخاب آثار انجام خواهد شد و پس از آن این هیات طی برنامه ای شروع به کار خواهد کرد.

این مسئول جشنواره درباره احتمال بازگشت برج میلاد به جشنواره تصریح کرد: کاخ جشنواره به برج میلاد به هیچ وجه اتفاق نخواهد افتاد. در حال حاضر برنامه‌های آماده سازی پردیس ملت برای برگزاری جشنواره شروع شده و به نوعی سینمای اهالی رسانه بدون شک پردیس ملت خواهد بود.

پردیس ملت

مدیر روابط عمومی سی‌وششمین جشنواره فیلم فجر با اشاره به حضور هنرمندان در پردیس ملت خاطرنشان کرد: در جشنواره امسال عوامل هر فیلم در روز رونمایی فیلم خود به پردیس ملت آمده و علاوه بر تماشای آثار در جلسات نشست پرسش و پاسخ حضور خواهند داشت.

صفحه 5 از 232
قبلی 12345678910 بعدی 203040...«