• تاریخ : ۲۴ام دی ۱۳۹۶
  • موضوع : فیلم

دریافت فیلم: حمید خاکبازان مدیرکل نظارت و ارزشیابی سینما در سالهای ۷۳-۷۴ نسبت به ادعای مطرح شده در برنامه دورهمی در زمینه ممنوع الکاری ۹۰درصدی در زمان مدیریت وی واکنش نشان داد.

به گزارش دریافت فیلم متن کامل نامه حمید خاکبازان که در زمان مدیریت محمدمهدی حیدریان -رئیس فعلی سازمان سینمایی- بر اداره کل نظارت و ارزشیابی سینما در کنار وی در این اداره کل در حال فعالیت بود و پس از وی مدیرکل نظارت و ازرشیابی سینما شد، به شرح ذیل است:

باسمه تعالی

وَلا تَقفُ ما لَیسَ لَکَ بِهِ عِلمٌ إِنَّ السَّمعَ وَالبَصَرَ وَالفُؤادَ کُلُّ أُولئِکَ کانَ عَنهُ مَسئولًا (آیه ۳۶ سوره اسراء)

از آنچه بدان آگاهی نداری پیروی مکن چون گوش و چشم و دل، همه اینها مورد بازخواست قرارخواهند گرفت

جناب آقای دکتر علی عسکری

ریاست محترم صدا و سیما

در فضای مسموم ایجاد شده توسط مجری و برخی مهمانان برنامه‌ی دورهمی که متاسفانه از سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش گردید، نکاتی را به استحضار می رساند:

۱. در این برنامه مطالبی مطرح شد و نسبت های خطا و دروغی به اینجانب داده شد. ای کاش در دادگاهی غیابی و این چنین عادلانه -که در مجموعه تحت نظارت جناب عالی تشکیل گردید- سخنی منصفانه نیز مطرح می شد! چگونه است که سال های طلایی و اوج سینمای ایران به فراموشی سپرده شده و آفریننده آن مورد حمله قرار می گیرد!؟

با کدام معیار، در کدام دین و آیین، بدون اثبات و صرفا بنا به گفته کسانی که گاه محبوب و گاه مغضوب همین رسانه‌ی شما بوده اند، ادعایی کذب مطرح می شود و در رسانه‌ی عمومی نام افراد برده می شود و در پی آن موج عظیمی از افترا و فحاشی در سطح داخل و خارج از کشور برعلیه اینجانب جاری می گردد و هیچگونه معذرت خواهی هم صورت نمی گیرد. خطا کارانی که به صورت یک جریان، هدف ترور شخصیتی اینجانب را پی می گیرند، در حاشیه ای امن قرار گرفته، تادیب نمی شوند و هیچ برخوردی با ایشان صورت نمی پذیرد! آیا مسولین خود را مصون از چنین گناه کبیره ای می دانند؟ فاین تذهبون!؟

۲. هنگامی که ناظران پخش، لرزش یک تارگیسو در ترنم باد را بر نمی تابند، چگونه است که در این جایگاه عنان اختیار از کف می دهند و چشم و گوش می بندند. گیریم در بازپخش برنامه و از بیم شکایت های احتمالی، گفتارهای کذب حذف می شود. اما آیا با ناظرین پخشِ خطاکار و سیاست گذاران برنامه، برخورد شده است؟ امکانات صدا و سیما در دست چه کسانی قرار گرفته است؟

۳. نگارنده این سطور معتقد است که از آغاز انقلاب، ترور فرهنگی شخصیت های وفادار و ارزشمند با زیر سوال بردن ایشان توسط رسانه‌های دگر اندیش آغاز شده است، اما متاسفانه چندی است که شاهد ورود بخش هایی از رسانه‌ی ملی به این امر می باشیم. از هوشیاری و دور اندیشی شما برادر عزیز انتظار می رود، خطوط پنهان برنامه هایی را که گاه با پوشش نقد مشکلات جامعه، به استهزاء ارزش ها، دروغ پراکنی، افترا و یا ترور فرهنگی شخصیت های سیاسی و فرهنگی جامعه ما می پردازند، شناسایی فرمایید.

۴. سعی اندیشه ورزانِ برنامه هایی از این دست، ایجاد یک جریان است. این جریان از حقیر آغاز می شود، اما پایان نمی یابد. همچنانکه پیش از این و در عرصه ای فراخ تر، تعرض به ارزش ها و هدفمندی نظام مقدس جمهوری اسلامی را با حمله به بنیان های نظارتی در سینما آغاز کردند و سپس به عرصه‌ی کتاب و نشریات رساندند.

۵. و اما در خصوص تهمت ها و افتراهای وارده: مستحضر هستید که تصمیم گیری در خصوص اموری این چنین از دایره اختیارات یک فرد خارج بوده و فرایندهای خاصی در وزارت ارشاد اسلامی و نیز درسازمان صدا و سیما بر مبنای شرایط احراز (تخصصی) و رعایت آیین نامه های اجرایی وجود دارد. عدم اطلاع عموم از این فرایندها از یکسو و تغافل افراد درگیر از سوی دیگر، موجب ابهام و تشویش افکار عمومی گشته و مسولیت کار بر دوش نزدیک ترین مدیر مسول گذارده می شود.

شورای پروانه‌ی ساخت در اداره‌ی کل نظارت و ارزشیابی وزارت ارشاد بر حسب آیین نامه‌ی خود که مصوب هیات محترم وزیران و در حکم قانون است، وظیفه داشته است به سیاست گذاری و ساماندهی نظام سینما، اعم از تنظیم مناسبات اقتصادی به منظور ایجاد تعادل و بازگشت مطمئن سرمایه، ایجاد فرصت های برابر هنرمندان در ایفای نقش و انجام نظارت های قانونی برای ایجاد عدالت، هدایت و حمایت از جریان فیلمسازی اقدام نماید. تعداد بسیار هنرمندان، شوراهای اداره کل را ملزم به تعیین سهمیه بندی برای اجرای عدالت و فرصت های برابر شغلی می نمود. فی المثل برای کارگردانی – با ۴۰۰ کارگردان ثبت شده در آن سالها – و توان ساخت تنها ۴۰ فیلم  برای ۵۲ هفته، همواره ۳۶۰ کارگردان درصف انتظار بودند. این به معنای ممنوع شدن از کار نیست. که مجری با تمسخر- که کار یک ناتوان است- بفرمایند ۹۰% را ممنوع الکار کردند!

۷. از سوی دیگر برای صیانت از ارزش های اخلاقی در سینما، با موافقت وزیر محترم و زیر نظر معاونت سینمایی، شورایی در حراست معاونت سینمایی و با حضور افرادی من جمله نماینده خانه سینما وجود داشت. بدیهی است که مصوبات این شورا ربطی به مدیر کل نظارت نداشته و این شورا زیر نظر حراست معاونت سینمایی اقدام می نموده است. مجری و مهمان این برنامه می توانستند مشکلات شخصی خود را قبل از طرح در رسانه عمومی و متهم نمودن اینجانب، از این شورا پرسش نمایند. نظیر چنین جایگاهی در صدا و سیما نیز وجود دارد.

۸. مجری با بی اطلاعی و البته به هجو، بیان نموده است که ۹۰% افراد سینما توسط آقای خاکبازان ممنوع الکار شده اند. تایید و سند ایشان هم، خنده مهمان و تشویق حضار محترم است! . از آنجا که اثبات بر عهده مطرح کننده است می بایست سخن خود را اثبات نمایند. حال سوال این است تولید ۷۰ فیلم در سال۷۳ و تولید ۶۰ فیلم در سال ۷۴ را آیا همان ۱۰ درصد باقیمانده- به زعم ایشان- تولید کرده اند!؟ قضاوت با مردم دانا و فهیم.

چگونه است که بسیاری از فیلمهای فاخر و یا کارگردانان نام آشنای سینمای ایران در این دوره پروانه ساخت گرفته و فیلم خود را تولیدکرده اند. آیا محدودیت ها چنین نتایج مثبتی را ببار می آورد یا تعامل و تخاطب با افراد و اندیشه ها؟ از حرف تا اثبات فاصله بسیار است. اینجانب تنها برخی از فیلم هایی را که در سال ۷۴ تولید گردیده است، شاهد مثال می آورم و جستجوی بیشتر را به آنان وامی گذارم که قلبی سلیم و عاری از کینه و اغراض شخصیِ نهادینه دارند:

بوی پیراهن یوسف: ابراهیم حاتمی کیا، بازمانده: شادروان سیف الله داد، برج مینو : ابراهیم حاتمی کیا، پدر: مجید مجیدی، سفر به چزابه: مرحوم رسول ملاقلی پور، دایره سرخ: جمال شورجه، دکل: عبدالحسین برزیده، رویای صادق(لیلی با من است) کمال تبریزی، ضیافت: مسعود کیمیایی، قصه های بازار عبداله علیمراد ، ابراهیم فروزش، قله دنیا عزیزالله حمیدنژاد و نویسندگی مهدی شجاعی، بهزاد بهزادپور، گبه: محسن مخملباف، خلع سلاح: علیرضا داودنژاد. باتهیه‌کنندگی مهوش جزایری، تعطیلات تابستانی: فریدون حسن پور، آخرین مرحله: محسن محسنی نسب، بانی چاو : احمد رضا گرشاسبی، بازی های پنهان کریم هاتفی‌نیا، بازگشت از بوداپست: رامبد لطفی ، تنگنا: علی درخشی، چهره: سیروس الوند، خواهران غریب: کیومرث پور احمد، نجات یافتگان: مرحوم رسول ملا قلی پور، غزال: مجتبی راعی، لبنان عشق من: حسن کاربخش، دیپلمات: داریوش فرهنگ، شاخ گاو: کیانوش عیاری،  نون و گلدون: محسن مخملباف ، فرار از جهنم:  شفیع آقا محمدیان و نویسندگی حبیب‌الله بهمنی، عروس کاغذی: حجت الله سیفی، ماه مهربان: قاسم جعفری، بیگانه‌ای در شهر: حسن هدایت، عاشقانه: علیرضا داوودنژاد، مادرم گیسو: سیامک شایقی

و حال سوال اینجاست که در کدام دوره در سینمای ایران، بخش عظیمی از نام آوران عرصه فرهنگ و سینما، از تمامی سلایق فکری و گرایش های سیاسی موجود، اینچنین به فعالیت مشغول باشند. جریانی که ۹۰% از اهالی سینما ممنوع الفعالیت می داند، نه از روی بی انصافی و یا کج فهمی است. این یک اتفاق ساده نیست! بلکه یک برنامه از پیش تعریف شده است و رهبرانی دارد که در آینده ای نزدیک برای همگان روشن و در همین برنامه حضور پیدا خواهند کرد! اینک شاهد باز شدن جبهه‌ی جدیدی هستیم که تمسخر را جایگزین آمار و استدلال می نماید و ترور شخصیتی افراد خدوم و فداکار را هدف گرفته است. آن کسانی شایسته تمسخر اند، که مشکلات خود را به تمامی جامعه‌ی سینما تعمیم می بخشند!

۹. نباید گذاشت که آتش کینه های دیرین-که بر اثر سوء رفتار و یا بخطر افتادن منافع برخی افراد بوده است- سیمای ما را به آتشکده امیال شخصی و رفتارهای غیر شرعی و غیر قانونی تبدیل نماید. این رفتارها جرم و قابل پیگیری است.

۱۰. در انتهای برنامه نیز میهمان ادعا می کند که جایزه پیونگ یانگ را هنوز تحویل نگرفته است پس از لحظاتی قول می دهند که این جایزه را تحویل موزه دورهمی دهند!

۱۱. حال که سکوت ۲۱ ساله‌ی من، این جریان را برآشفته کرده است و رهبران پشت پرده‌ی این جماعت را به دلیری کشانده است! سکوت خود را خواهم شکست و به بیان واقعیت های تاریخ سینمای ایران خواهم پرداخت، تا پس از سالها سکوت، چهره‌ی حق را از غبار غربت و نا شناختگی خارج سازم، تا تاریخ نویسان روایت گری خود از سر گیرند و فرصت طلبان، فرصت های خود را پایان یافته بینند. تاریخ، شنوا و بینا و راستگو است.

۱۲. در پایان، خواهشمند است دستور فرمایید بر اساس قانون، این پاسخ در برنامه دورهمی قرائت گردد. در غیر اینصورت، اینجانب حق هرگونه شکایت از ناظران، مجری و مهمان برنامه را برای خود محفوظ می دارم.

والسلام علی من اتبع الهدی

حمید خاکبازان

اشتراک در شبکه اجتماعی

گوگل پلاس فیسبوک تویتر لینکدین دیگ کلوب فیسنما